قالب وردپرس درنا توس
اطـلاعیه بـروزرسانی و تـخفیف هـای ویژه سـایت :
خانه / تحقیقات / موانع اشتغال افراد با آسیب بینایی

موانع اشتغال افراد با آسیب بینایی

نویسندگان:
ستاره شجاعي*
قربان همتي علمدارلو*
چکیده:
در این مقاله به صورت مروری موانع اشتغال و عوامل موثر بر اشتغال افراد با آسیب بینایی مورد بررسی قرار گرفته است. به طور کلی بر اساس این بررسی موانع اشتغال به دو دسته طبقه بندی می شود که عبارتند از: الف) موانعی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به آسیب بینایی مربوط می شود مانند مشکلات تحرک وجهت یابی، مشکل در شناخت و شناسایی علائم هشداردهنده و… ب) موانع نگرشی ورفتاری ، از جمله نگرش کارفرمایان ، نگرش همکاران و….همچنین این بررسی نشان داد عوامل زیادی در اشتغال افراد با آسیب بینایی موثر هستند. از جمله این عوامل : میزان تحصیلات،مهارت تحرک وجهت یابی ، حل مشکلات رفت و آمد، دسترسی به فناوری های کمکی می باشند که در مقاله به طور مفصل مورد بحث قرار می گیرد و در پایان با توجه به یافته های حاصل از تحقیقات مختلف راهبردهایی برای بهبود وضعیت اشتغال افراد با آسیب بینایی پیشنهاد می گردد.
واژه های کلیدی : افراد با آسیب بینایی، اشتغال

*دانشجوی دکتری روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی دانشگاه تهران

مقدمه
اغلب مردم بر اين باورند كه نابينايان افرادي نيازمند و مستحق ترحمند .البته نبايد منكر دشواريها و محدوديتهايي شد كه محروميت از اين حس اساسي براي زندگي روزمره، تحصيل ، اشتغال و به طور كلي زندگي نابينايان ايجاد مي كند. محدوديتها و محروميتهايي كه فرد نابينا را به استفاده از امكانات و آموزشهاي ويژه ملزم مي كند .اما طبيعتا اين تنها منظري نيست كه از آن مي توان به نابينايي نگريست.
به طور كلي افراد نابينا با مشكلات اقتصادي بسياري به دليل بيكاري و عدم اشتغال مواجه هستند. كه در اين ميان زنان نابينا نسبت به مردان مشكل بيشتري دارند. ( هوتن ويل ، 2003). هوتن ويل ( 1997) در تحقيق خود مشاهده كرد كه افراد نابينا در زمينه مشكل اقتصادي و عدم اشتغال وضعيّتي شبيه به ساير ناتواني هاي شديد مثل افراد داراي فلج مغزی، كوادري پلژيا و عقب مانده ذهني دارند. كريچنر اشميدل (1997) نيز تأييد كرده اند كه افراد نابينا در بين ساير افراد عادي و افراد معلول بيشترين مشكلات را در زمينهء اشتغال و نگهداري شغل دارند؛ آنها بيان كرده اند كه در سال 1997 حدود 70ـ 80 درصد افراد داراي مشكلات بينايي سن اشتغال بيكار بوده اند. اگر در سال 2001 اين عدد به حدود 60 % كاهش پيدا كرده است ( مك نيل ، 2001 ) با اين همه طبق گزارش مك نيل در سال 2001 افراد نابينا نسبت به ساير جمعيّت افراد عادي و افراد معلول بیشترین نرخ بيكاري را دارند.
با توجه به ارقام و اعداد ارائه شده توسط مزكز آمار ايران از كل جمعّت كشور حدود 231/94 نفر ( يعني 13/0) نابینا می باشند. و از اين تعداد اگر سن اشتغال را 18 تا 60 سال در نظر بگيريم 345و39 نفرشان در سن اشتغال قرار دارند ولي اينكه چه تعداد و چه درصدي مشغول به كارند هيچ اطلاع و آمار دقيقي در دست نمي باشد؛ ولي مشاهدات نگارنده حاكي از آن است كه تعداد بسياربسيار اندكي از اين افراد مشغول به كار هستند و از اين تعداد هم بسياري از آنها علي رغم تحصيلات بالا در مشاغل بسيار سطح پايين يا مشاغل غير مرتبط مشغول به كار مي باشند.
اين در حالي است كه تمام آنهايي كه نابينا مي شوند لزوماَ نبايد بدون شغل بمانند حتي آنهايي كه بينايي خود را از دست مي دهند بي هيچ وقفه اي مي توانند به كار خود باز گردند. بنابراين بينايي تنها عامل موفقيّت شغلی نیست.همان طور که نابینایی به تنهایی عامل عدم پیشرفت در شغل و کسب فرصتهای شغلی نیست.(شریفی درآمدی،1379)
از طریق اشتغال هم نیازهای اولیه انسان وهم نیازهای ثانویه (خودشکوفایی،عزت نفس،…)برآورده می شود.از طریق مولد بودن و موثر بودن و برقراری ارتباط با همسالان و همکاران،افراد رضایت شغلی پیدا نموده و نيازهاي خود را برآورده مي نمايند. ( ديويس 2002) .
علاوه بر برآوردن مزاياي مرئي و آشكار مثل مزاياي اقتصادي ناشي از اشتغال منافع ديگري چون خود باوري و كشف هويت نيز مي تواند حاصل اشتغال باشد ( سوپر ، ساوكياس و سوپر ، 2002) .
يكي از بخشهاي ضروري و اهداف مهم زندگي افراد در سن اشتغال ساكن در ایالات متحده آمريكا توانايي كسب ، نگهداري و ارتقاء در اشتغال رقابتي است . و اين هدف براي افراد داراي ناتواني هاي مختلف از جمله افراد نابينا بسيار حياتي و مهم است. طبق پژوهشها و نظريهء شغلي شواهدي وجود دارد مبني براین معني كه وجود يا عدم وجود اشتغال تأثيرات به سزايي بر زندگي شخصي بر جاي مي گذارد. اين يك انتظار و توقع منطقي است كه افرادي كه نابيناي قانوني محسوب مي شوند تمايلات، توقعات و آرزوهاي مشابه با افراد عادي در اشتغال كامل و مناسب داشته باشند و در جهت اين آرزوها و توقعات فرصتهاي يكسان و برابر با افراد عادي جامعه براي آنها فراهم شود تا آنها بتوانند شغل كسب كنند.افراد نابيناي قانوني در كشورهاي توسعه يافته،ازجمله ايالات متحده،درمشاغل اجرایی،دفتری،مدیریتی ،توليدي،خدماتي،فروشندگي،بازاريابي،علوم كامپيوتر،تدريس وبسياري حرفه هاي ديگر به كار مشغول مي شوند(ولف واسپونگين ، 2002).
به طور كلي كار علاوه بر مزاياي اقتصادي ومادي،احساس هويت،كمال واستقلال وكفايت را به شخص مي بخشد،همچنين حضور در محيط كار زمينه تعاملات اجتماعي خارج از منزل را براي افراد فراهم مي كند.مطالعات چندي نشان داده اند كه افراد شاغل بعد از اشتغال عزت نفس شان افزايش يافته و سطح خودكارآمدي شان بالاتر رفته است،وبرعكس درصورت بيكاري درافراد غير شاغل میزان افسردگي افزايش وعزت نفس كاهش يافته و از طرف ديگر اين مساله تاثير منفي بر زندگي و روابط خانوادگي و بين فردي آنها داشته است (لئونارد 2000 به نقل از لاگرا و دي ، 2005). ودر اين ميان افراد ناتوان به ويژه افراد نابينا وداراي مشكلات بينايي بيشتر آسيب مي بينند(وولف و اسپونگين 2002).
ما دراين مقاله پژوهشهاي مهمي راكه در ارتباط با اشتغال افراد نابينا يا با
آسيب بينايي صورت گرفته است را مورد بررسي قرار داده ودر سه بخش اين نتايج را گزارش كرده ايم. بخش اول نتايج مطالعات مربوط به موانع اشتغال افراد نابينا يا داراي آسيبهاي بينايي ،بخش دوم عوامل پيش بيني كننده اشتغال افراد نابينا يا داراي اسيب بينايي ودر بخش سوم استراتژي ها وراهبردهاي مورد استفاده توسط آنها براي غلبه بر موانع اشتغال مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
موانع اشتغال
از جمله موانع اشتغال را مشكلات و مسايل مربوط به نگرشهاي موجود در جامعه تشكیل مي دهد. كه در اين ميان نگرش كارفرمايان به عنوان يك عامل اصلي سد راه اشتغال افراد نابينا تلقي مي شود. از جمله در تحقيق كرچنر و همكارانش در سال 1998 كه بر روي سه گروه از افراد داراي آسيب بينايي شاغل، بيكار علاقه مند به اشتغال و بيكار فاقد علاقه به اشتغال صورت گرفته بود. هر سه گروه يكي از عوامل اصلي سد راه اشتغال را نگرش منفي كارفرمايان ذكر كرده اند. و اين نتيجه در مطالعات كرودن( 1998)، كرودن و مك بروم ،(1999)، كلي (2003) كرودن و همكاران 2005، و وولف و اسپانگين (2002) نيز مشاهده شده است.
علاوه بر نگرش كارفرمايان نگرش هاي منفي عموم مردم{اودي (1999)، كرودن( 1998)}نگرش همكاران (كلي، 2003) نيز جزء موانع نگرشي محسوب مي شوند.
مسأله رفت و آمد عامل ديگري است كه در همه مطالعاتي كه در آنها موانع اشتغال افراد نابينا مورد بررسي قرار گرفته است توسط افراد نابينا چه شاغل، چه بيكار و چه مشاوران و افرادي كه در خدمت افراد داراي آسيب بينايي و نابينا هستند به آن اشاره شده است. كرودن و مك بروم (1999)؛ كرودن و همكاران (1998). به عنوان مثال در تحقيق روميل و همكارانش در سال (1997) كه بر روي پنج فرد نابيناي شاغل صورت گرفت مشكلات رفت و آمد به محل كار به عنوان يكي ازمشكلات ديگر اشتغال ذكر شده است كه البته روميل به همراه همكارانش در سال 1998 تحقيق ديگري را بر روي 35 فرد نابيناي شاغل انجام داده اند كه اين افراد نيز كمبود و ناكافي بودن علائم تشخيصي به ويژه در مكان هاي با نور كم و عدم وجود وسايل هشدار دهنده براي رفت و آمد ايمن تر را به عنوان يك عامل اصلي ذكر كرده اند علاوه بر اين عدم توانايي رانندگي، فقدان آگاهي از موانع بالقوه در مسير هاي رفت و آمد نيز جزء مشكلات ذكر شده ديگر توسط آنها بود.
عامل مهم بعدي ذكر شده در پژوهش ها مشكل دسترسي به مطالب نوشتاري وچاپ شده مي باشد.از جمله كرودن در سال (1998) در تحقيق خود بر روي افراد نابيناي جوياي شغل علاوه بر نگرش مردم و كارفرمايان و نبود تواناييهاي شغلي، مشكل در دسترسي به نوشته ها و مسايل مربوط به رايانه ها را به عنوان موانع مهم در اشتغال از نظر اين افراد ذكر كرده است كه البته اين يافته را تحقيقات كرودن و مك بروم( 1999) روميل و همكاران (1997) و روميل و همكاران ( 1998) نيز تأييد مي كنند .
عامل مهم ديگر نقص در ارائه برنامه هاي عمومي مورد نياز براي افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي است.كرچنر واودي،( 1999) كرودن و مك بروم(1999)  كاوا ناف واستين من ،( 2006) . به طور مثال در پژوهش كرودن و همكارانش (2005) كه بر روي يك گروه 45 نفره از متخصصان و كارمندان توانبخشي صورت گرفته بود يكي از موانع اشتغال موانع اداري و اجرايي ذكر شده است و همچنين اضافه شده است كه تغيير دائمي در ابزارها و كمبود باز آموزي براي اين ابزارها ، ارائه خدمات ناكافي و زمان كم همگي اشتغال افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي را به تعويق مي اندازد.
يا اودي (1999 )در مصاحبه با بيست نفر فرد نابيناي قانوني بيكار علاقه مند به اشتغال نتايج زير را به دست آورد. اين افراد ذكر كردند كه مانع آنها براي اشتغال ناشي از هر دو عامل برنامه هاي اجتماعي و عمومي است. برنامه اجتماعي شامل انتظارات پايين، نگرش قالبي و نگرشهاي عمومي منفي در باره افراد نابينا مي باشد. از طرف ديگر آنها اعتقاد دارند خود مؤسسات توانبخشي حرفه اي مانع ديگري است چون وابستگي اين افراد به دريافت حمايت را تشويق مي كنند بدون اينكه براي آنها اطلاعات و دانش كافي در مورد ترغيب به كار كردن، شيوه هاي نگهداري شغلي و چگونگي حمايت از خود را فراهم آورند. از طرف ديگر بزرگترين مانعي كه توسط شركت كنندگان در پژوهش اودي ذكر شده بود،كمبود دانش و اگاهي كافي نسبت به خدماتي كه مؤسسات توانبخشي ارائه مي دهند از يك طرف و از طرف ديگر كمبود بودجه و زمان كافي براي ارائه خدمات و عدم برنامه ريزي زماني مناسب براي ارائه اين خدمات مي باشد.
ويژگيهاي شخصيتي افراد نابينا نيز عامل ديگري بود كه در تحقيقات به آنها پرداخته شده بود. كلي، (2002 ) وكرچنر و همكاران (1997).در پژوهش يونگ (1995) بر يك گروه 9 نفري از افراد شاغل نابينا ،همه آنها عنوان كردند كه ما براي كارهاي خود استاندارد های بالايي داشتیم و همیشه به این مساله فكر مي كرديم كه بايد حتما استخدام شويم، هر چند كه تكيه بر برنامه هاي عمومي ناخوشايند بود.
كروودن و مك بروم (1999) از طريق مصاحبه شفاهي با 179 فرد شاغل نابینا يا داراي آسيب بينايي مبني بر اين كه قبل از استخدام با چه موانعي برخورد داشتند ، علاوه بر ذكر همه مواردي كه در بالا به آنها اشاره شد، ويژگيهاي مربوط به خودناتواني را نيز عامل ديگري عنوان كردند كه افراد نابينا به علت شرايط خاص؛ چون در بعضي مشاغل نمي توانند وارد شوند؛ لذا در استخدام آنها مشكل ايجاد مي شود. همچنين در تحقيق لاگرو و دي (2005) نيز ويژگيهاي شخصيتي و عوامل ناشي از خود آسيب بينايي جزء موانع ذكرشده بود.
عوامل پيش بيني كننده اشتغال
سن وقوع نابينايي از متغيّرهاي مهم پيش بيني كننده اشتغال مي باشد. مطالعات مختلف نشان مي دهند كه افراد هر چه جوانتر باشند احتمال يافتن كار براي آنها بيشتر است (كاوانا و راجرز ، 2002).همچنين افرادي كه بعد از سن خاصي در حين اشتغال بينايي خود را از دست مي دهند ،اگر زمان از دست دادن شغل و بيكاري آنها يك سال يا كمتر طول بكشد؛ 5/6 بار بيشتر از كساني كه مدت طولاني تري است كه بيكارند احتمال دارد به جستجو و يافتن شغل بپردازند(لئونارد2002). از طرف ديگر پژوهش كرچنر و همكارانش( 1997) نشان مي دهند كه افراد بيكاري كه علاقه اي به اشتغال نيز نداشته اند، اكثراً در زمان شروع از دست دادن و كاهش بينايي سن بالاتري داشته اند و پژوهش كرودن (1998) نشان داده است كه افرادي كه به صورت اتفاقي و غيره منتظره نابينا شده اند نسبت به افرادي كه نابينايي مادر زادي داشتند با تبعيض بيشتري براي اشتغال و استخدام روبرو بوده اند.
سطوح بالاي آموزش و حضور در محيط هاي آموزش تلفيقي با استخدام افراد نابينا ارتباط و همبستگي مثبت دارد كاپلا ، (2001)؛ فيلدز ،(2004)؛ لئونارد و همكارانش،(1999). به ويژه افرادي كه در همه طول زندگي خود در محيط هاي تلفيقي بوده اند احتمال 74% وجود دارد كه شاغل باشند (بوهمن 1993).البته آموزشهايي كه منجر به دريافت مدرك و گواهي تبحّر بشود نتايج بهتري را به دنبال خواهد داشت (كاپلا و مك دونال ،2005). از طرف ديگر افراد نابينايي كه در مدارس ويژه نابينايان تحصيل مي كردند در آموزش شغلي نسبت به افرادي كه در هر محيط ديگر بوده اند مشكلات بيشتري داشتند (كرون 1998) .لئونارد (2002) در پژوهش خود بر روي 70 نفر از افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي جوينده شغل مشاهده كرد افرادي كه ساير مشكلات سلامتي و بيماري جسمي مرتبط با جستجوي شغلي را دارا نيستند 5/8 بار بيشتر احتمال يافتن شغل را دارند از طرف ديگر در مطالعه كاوانا و راجرز(2002) نيز يكي از مهمترين عوامل پيش بيني كننده اشتغال عدم وجود ناتواني ديگر ذكر شده است.
دسترسي به مطالب چاپي ازطريق وسايلي چون كامپيوترها،تلويزيون هاي مدار بسته و مجهز به دستگاههاي به ديد و بريل از پيش بيني كننده هاي مهم ديگر استخدام و اشتغال افراد نابينا مي باشند (بوهمن 1993) و يكي از عوامل مهم پيش بيني كننده موفقيّت اشتغال افراد استفاده از مطالب چاپ شده به عنوان منبع اصلي خواندن و مطالعه مي باشد. و افرادي كه از مطالب چاپ شده به عنوان منابع اصلي و اوليّه خواندن استفاده مي كنند 78% بيشتر احتمال دارد كه استخدام شوند (لئونارد و همكاران، 1999).
شدت و ميزان آسيب بينايي (فيلدز 2004) ، داشتن ميزاني از بينايي قابل استفاده در مقايسه با نابينايي كامل ( كاوانا و راجرز،2002) نيز از عوامل موثر در اشتغال افراد داراي آسيب بينايي مي باشد.
بوهمن (1993)در مطالعه خود كه بر روي 240 فرد نابينا يا داراي آسيب بينايي انجام داده است بيان مي كند كه مها رت هاي كافي در تحرك وجهت يابي به ويژه رفت وآمد مستقل در محيط هاي جديد در زمينه پيش بيني اشتغال و استخدام افراد نابينا در درجه اول اهميت قرار دارد.علاوه بر اين كفايت فرد در استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي (لئونارد 1999)و دسترسي به اين وسايل (فيلدز 2004)نيز از شرايط ضروري اشتغال و استخدام افراد نابينا يا داراي آاسيب بينايي مي باشد.
ميزان دسترسي به تكنولوژي هاي كمكي (فيلد 2004)توانايي ومهارت در استفاده از وسايل وتكنولوژي هاي كمكي مثل توانايي تايپ و استفاده از رايانه (لئونارد 1999)با استخدام افراد نابينا همبستگي مثبت دارد.
همچنين آموزش وميزان سرمايه گذاري براي هر فرد در مؤسسه هاي توانبخشي شغلي(كاپلا،2001)،تجارب كاري قبلي فرد متقاضي شغل ،گذراندن دوره هاي توانبخشي حرفه اي ،مدت زمان كوتاه اين دوره ها وحتي دسترسي به فرم تقاضا نامه هاي شغلي نيز از عوامل مهم اشتغال و استخدام افراد نابينا محسوب مي شود.
راهبردهاي مؤثر براي اشتغال
در راستاي كمك به افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي براي غلبه بر موانع استخدام و اشتغال وكسب و نگهداري بهتر شغل راهبردها و استراتژيهاي بسياري در پژوهش ها و تحقيقات مختلف ذكر شده است كه هر كدام از آنها در اينجا به طور اختصار آورده شده است.
يكي از راهبردهاي مؤثر افزايش و بهبود سيستم رفت و آمد و حل مشكلات مربوط به آن است. به ويژه بايد شرايطي فراهم شود كه افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي بتوانند مستقلانه از محیط کاربه منزل و برعكس يا در داخل محیط شغلی خود رفت و آمد داشته باشند.
از طرف ديگر حل مشکلات دسترسی به نوشته های چاپي نيز راهبرد ديگري است كه براي حل مشکل اشتغال و نگهداري شغلي افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي ذكر شده است. (یونگ، 1995،كرودن و همکارانش،2005).
اصلاح و بهبود نگرشهاي همكاران و كارفرمايان ازراهبردهاي بسيار سازنده ومهم ديگرمي باشدكه جهت رسيدن به اين هدف آموزش كارفرمايان در مورد توانايي ها و شايستگي هاي افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي( لاگرو ودي، 2005) و فراهم كردن شرايط ارتباط بين كارفرمايان بالقوه و افراد نابينا مي تواند نگرشهای منفی آنها را به نحو چشم گيري کاهش دهد( كرودن و همكارانش، 2005).
فراهم نمودن تكنولوژيها و ابزارهاي كمكي كه خود دسترسي به نوشته هاي چاپي را تسهيل؛ مشكل رفت و آمد افراد نابينا را بهبود مي بخشد يكي ديگر از استراتژيهايي است كه اشتغال و نگهداري شغلي افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي را تسهيل مي كند لاگرو(2009 )؛ كرودن(2002)؛ كرودن و فايرسون ،(1997)؛ هوارث ،(1992).
استفاده از تكنولوژيها و ابزارهاي كمكي و مسائل سازگاري شغلي در استفاده از اين ابزارها نيز يكي از مهمترين راهبردهاي شغلي به حساب مي آيد(سيكا و استفان ، 1997).
داشتن مهارتهاي تمركز و جهت يابي از جمله مهارتهاي جهت يابي عمومي و متمركز ، آشنايي با انواع روشهاي تحرك و جايابي مثل استفاده از عصا و به كارگيري اين مهارتها از عوامل ضروري هستند كه يك فرد نابينا بايد درمحل كار براي كسب شغل و نگهداري آن به آنها توجه كامل داشته باشد. در واقع استفاده از تكنولوژيهاي كمكي خود يكي از روشهايي است كه تحرك و جهت يابي را تسهيل مي كند (هوراث،1992).
يكي ديگر از عواملي كه افراد موفق شاغل به عنوان دليل موفقيّت خود ذکر كرده اند يادگيري و مهارت در بريل و استفاده از آن و همچنين وجود ابزارهاي مورد نياز براي استفاده از اين روش ارتباطي مي باشد( كرودن ،1998).
همچنين كرودن (1998) درمصاحبه خود با افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي شاغل در مورد چگونگي و جرايي موفقيت آنها در مقايسه با افراد ديگر و اينكه چه كساني به آنها در اين امر كمك كردند اين يافته ها را بيان نمود كه كمك مشاوران توانبخشي، خدمات فراهم شده توسط آنها؛ مثل حمايت و كمك به آنها در جايابي يا جاگماري در مشاغل بالقوه و تماس و ارتباط با كارفرماها، حتي حمايت هاي مالي كه توسط اين متخصصان توانبخشي در امر تحصيل، دريافت تكنولوژيهاي كمكي، آموزش مهارتهاي تحرك و جهت يابي و بريل صورت گرفته است ازمهمترين عوامل موفقيّت آنها در اكتساب و نگهداري شغلي عنوان شده است. كه البته اين يافته ها در تحقيقات كرودن و همكارانش در سالهاي(1999) و(2002) كه بر روي گروههاي نمونه ديگري صورت گرفته است تاييد شده است.
البته داشتن نگرش شغلي مثبت با توانايي خوگيري و سازگاري در محيط شغلي، داشتن مهارتهاي شغلي بدون نياز به بينايي نيز از راهبردهاي مهم براي اكتساب و نگهداري شغلي مي باشد(يونگ؛1995).

نتيجه گيري
همان طور كه مشاهده شد از جمله مهمترين موانع براي اشتغال افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي موانع نگرشي مي باشد.كه نگرشهاي منفي كارفرمايان بيش از همه مورد تاكيد قرار گرفته است. مانع بعدي ويژگيهاي مربوط به خود ناتواني است يعني افراد نابينا به دليل شرايط جسمي ويژه اي كه دارند اشتغال در برخي مشاغل براي آنها دشوار مي باشد ولي غير ممكن نمي باشد. مشكلات رفت و آمد، دسترسي به مطاالب چاپ شده و برنامه هاي عمومي از ديگر موانع ذكر شده مي باشد.
از راهبردهاي مؤثردر حل موانع اشتغال افراد داراي آسيب بينايي حل مشكلات مربوط به رفت و آمد آنها از طريق تسهيل استفاده آنها از وسايل حمل ونقل عمومي، بهسازي شهرها و معابر شهري ، آموزش و راهنمايي رانندگان وسايل حمل و نقل شخصی و عمومي از يك طرف و عموم افراد جامعه از طرف ديگر مي باشد.علاوه بر اين تسهيل دسترسي افراد داراي آسيب بينايي و نابينا به مطالب چاپ شده و فراهم كردن زمينه مطالعه آنها( تا از دانش روز عقب نمانند) از جمله راهبردهاي ديگر غلبه بر موانع مي باشد. البته آموزشهاي شغلي و حرفه اي به موقع و مناسب و كمك و حمايت هاي مراكز توانبخشي و مشاوران حرفه اي و جستجوي شغلي نيز مي تواند كارساز باشد.
با وجود اين تا زمانيكه نگرش هاي منفي اجتماعي به ويژه نگرش كارفرمايان اصلاح نشود نمي توان بر اين مشكلات غلبه كرد. لذا با فراهم سازي زمينه هاي ارتباطي بين كارفرمايان بالقوه و افراد داراي آسيب بينايي يا نابينا از يك طرف و آگاه ساختن عموم جامعه به طور كلي در مورد توانمنديها و ويژگيهاي اين افراد مي توان كمك بسيار موثري در استخدام و اشتغال افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي در محيط هاي اشتغال رقابتي انجام داد. و در كنار اين موضوع كفايت و شايستگي افراد نابينا و يا داراي آسيب بينايي در تحرّك و جهت يابي، وجود تكنولوژي هاي كمكي مورد نياز آنها در رابطه با شغلشان و تشكيل دوره هاي باز آموزي با تغيير تكنولوژيها و كفايت و مهارت در استفاده از بريل از راهبردهاي بسيارموثر ديگر در غلبه بر مشكلات و موانع اشتغال مي باشد.
از پيش بيني كننده ها و عوامل موثر بر استخدام افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي موارد متعددي چون سن وقوع نابينايي، سطح تحصيلات ، عدم وجود ناتواني همراه با مشكلات بينايي، دسترسي به مطالب خواندني و نوشتني منتشر شده، شدت آسيب بينايي، مهارتهاي تحرك و جهت يابي و دسترسي به ابزارها و وسايل تكنولوژي و آموزش در چگونگي استفاده از آنها و خدمات كافي و مناسب توانبخشي حرفه اي ذكر شده است.
ولي به طور كلي بايد ذكر كرد كه افراد داراي مشكل بينايي يا نابينا نباید به دلیل این ویژگی از صحنه فعالیتهای اجتماعی كنار گذارده شوند. واقعيت اين است كه آنان به خوبي قادرند با استفاده از تسهيلات و تغييراتي كه در برنامه ها، شيوه ها و مواد آموزشي به وجود مي آيد به تحصيل بپردازند و همانند ساير همسالان بيناي خود بر غناي شناخت خويش از جهان اطراف بيفزايند و بابرخورداري از فرصت هاي مناسب به تجربه و عمل پرداخته و با انجام فعاليت هاي مختلف اجتماعي و حرفه اي به يك تعامل اجتماعي فعال در محيط و جامعه خود توفيق يابند. متأسفانه به دليل عدم شناخت كافي از ميزان تواناييها و قابليتهاي اين افراد تعداد بسيار بسيار زيادي از اين افراد مورد بي مهري در همه زمينه هاي تحصيلي ، اجتماعي، شغلي و . . . قرار مي گيرند و شاهد مثال آن تعداد بي شمار دانشجويان و دانش آموختگان نابينا يا داري آسيب بينايي كه بعد از سالها فارغ التحصيلي و علي رغم شايستگيها و مهارتهاي كافي در رشته ها و مشاغل مختلف همچنان در جستجوي يك شغل مناسب شأن و مقام و تجربه وشايسستگي هاي خود دست و پنجه نرم مي كنند.
منابع
شريفي درآمدي،‍پرويز(1379).روانشناسي وآموزش كودكان نابينا.گفتمان خلاق.تهران.
Bohman, R. V. (1993). Employability factors of the visually impaired in Utah. Dissertation Abstracts International, 53(10), 3492. (UMI No. 9238604)
Capella, M. E. (2001). Predicting earnings of vocational rehabilitation clients with visual impairments. Journal of Rehabilitation, 67(4), 43-47.

Capella-McDonnall, M. E. (2005). Predictors of competitive employment for blind
and visually impaired consumers of vocational rehabilitation services. Journal of Visual Impairment and Blindness, 99(5), 303-315
Cavenaugh, B., & Rogers, P. (2002). Employment patterns of older workers with visual impairments. Journal of Visual Impairment & Blindness, 96(9), 655-659.
Cavenaugh, B. S., & Steinman, B. A. (2006). Contextual effects of race or ethnicity on acceptance for vocational rehabilitation of consumers who are legally blind. Journal of Visual Impairment & Blindness, 100(7), 425-436.
Crudden, A. (2002). Employment after vision loss: Results of a collective case study. Journal of Visual Impairment & Blindness, 96(6), 396-398.
Crudden, A., & Fireison, C. K. (1997). Employment retention after vision loss: Intensive case studies. Mississippi State: Mississippi State University Rehabilitation Research and Training Center on Blindness and Low Vision.
Crudden, A., & McBroom, L. W. (1999). Barriers to employment: A survey of
employed persons who are visually impaired. Journal of Visual Impairment & Blindness, 93(34), 341-351.
Crudden, A., McBroom, L. W., Skinner, A. L., & Moore, J. E. (1998).
Comprehensive examination of barriers to employment among persons who are blind or visually impaired. Mississippi State: Mississippi State University Rehabilitation Research and Training Center on Blindness and Low Vision.

Crudden, A., Sansing, W., & Butler, S. (2005). Overcoming barriers to employment: Strategies of rehabilitation providers. Journal of Visual Impairment and Blindness, 99(6), 325-335.
Fields, M. A. (2004). Factors correlated with employment outcomes for individuals who are blind or visually impaired. Dissertation Abstracts International, 65(2), 464. (UMI No. 3123081)
Horath, R. L. (1992). Identifying the importance of employment skills of
competitively employed visually impaired adults. Dissertation Abstracts International, 53(1), 132. (UMI No. 9216939)
Houtenville, A. J. (1997). A comparison of the economic status of working-age
persons with visual impairments and those of other groups. Journal of Visual Impairment & Blindness, 97(3), 133-148.

Kelley, C. K. (2003). Factors that impact the employment history of employable visually impaired and blind adults who have completed high school in the state of Tennessee. Dissertation Abstracts International, 63(8), 2834. (UMI No. 3061755)

Kirchner, C., Johnson, G., & Harkins, D. (1997). Research to improve vocational
rehabilitation: Employment barriers and strategies for clients who are blind or visually impaired. Journal of Visual Impairment & Blindness, 91(4), 377-392.
Kirchner, C., & Schmeidler, E. (1997). Prevalence and employment of people in the United States who are blind or visually impaired. Journal of Visual Impairment & Blindness, 91(5), 508-509.

Leonard, R. (2002). Predictors of job-seeking behavior among persons with visual impairments. Journal of Visual Impairment & Blindness, 96(9), 63-73.
Leonard, R., D’Allura, T., & Horowitz, A. (1999). Factors associated with
employment among persons who have a vision impairment: A follow-up of vocational placement referrals. Journal of Vocational Rehabilitation, 12, 33-
McNeil, J. (2001). Americans with disabilities: 1997: Current population reports (Series P-70, No. 73). Washington, DC: U.S. Government Printing Office.

O’Day, B (1999). Employment barriers for people with visual impairments. Journal of Visual Impairment & Blindness, 93(10), 627-642.

Rumrill, P. D., Jr., Roessler, R. T., Battersby-Longden, J. C., & Schuyler, B. R.
(1998). Situational assessment of the accommodation needs of employees who are visually impaired. Journal of Visual Impairment & Blindness, 92(1), 42-54.
Rumrill, P. D., Schuyler, B. R., & Longden, J. C. (1997). Profiles of on-the-job
accommodations needed by professional employees who are blind. Journal of Visual Impairment & Blindness, 91(1), 66-77.

Sikka, A. E., & Stephens, B. C. (1997). Intervention practices in the retention of competitive employment among individuals who are blind or visually impaired. Mississippi State: Mississippi State University, Rehabilitation Research and Training Center on Blindness and Low Vision.

. Wolffe, K. E., & Spungin, S. J. (2002). A glance at worldwide employment of people with visual impairments. Journal of Visual Impairment & Blindness, 96(4), 245-254
Young, C. E. (1995). A focus group on employment. Journal of Visual Impairment & Blindness 89(1), 14-18.

درباره ی admin

گر خواهی که جهان بر کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد این آیدی متعلق به مدیر سایت می باشد. ... بنده از اوایل دی 1396 مدیریت رو به عهده گرفتم. تا جایی که بتوانم پاسخ گوی سوالات و کامنت های با ارزش شما خواهم بود.. و شما می توانید از بخش ارتباط با ما نیز هر سوال یا پیشنهادی داشتید رو مطرح بکنید.

مطلب پیشنهادی

اینترنت یا جاسوس آنلاین

به نام خدا. تمامی مسنجر ها و امکانات رایگان و پولی در اینترنت به نحوی …

۶ دیدگاه

  1. دانشجوی ارشد کارآفرینی هستم و پایان نامه ام نیاز سنجی آموزش کارآفرینی برای معلولان
    از پیشنهاداتتان استقبال میکنم
    موفق باشید

    • سلام من در حال انجام پژوهشی با عنوان نقش تشکل های مدنی در تعامل افراد نابینا با جامعه و تأثیر آن بر اشتغال نابینایانهستم در ضمن خودم هم نابینا هستم ممنون میشم اگه بتونم پژوهش شما رو مطالعه کنم خیلی میتونه بهم کمک کنه.

  2. دمت گرم . ای ووووووووووووول.

  3. دانشجوی ارشد مشاوره شغلی هستم درباره رشد مسیر شغلی دانش آموزان
    نابینا تحقیق میکنم اگر پیشنهاد یا مطلب مهمی دارید برای من ایمیل کنید

  4. اینجانب که خودم نابینا هستم در حال انجام پژوهشی دانشگاهی بر روی عزت نفس نابینایان بیکار و شاغل هستم اگر مطلب مهمی در دست دارید برای من ایمیل کنید

  5. با سلام. ما معلولين به همچين پژوهشهايينياز فراوان داريم و چنين تحقيقاتي است كه موجب شناسايي توانمندي هاي ما مي شود.
    يك انتقاد هم داشته باشم آن هم اينكه براي مطالب معمولا 5 6 برچسب مي گذارند نه 21 تا.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *