قالب وردپرس درنا توس
اطـلاعیه بـروزرسانی و تـخفیف هـای ویژه سـایت :
خانه / مقالات / سلول های بنیادی چه هستند و چگونه عمل می كنند

سلول های بنیادی چه هستند و چگونه عمل می كنند

بسم الله الرحمن الرحیم

سلول های بنیادی چه هستند و چگونه عمل می كنند ؟
سلول های بنیادی یا STEM CELLS به سلول های چند پتانسیلی مغز استخوان گفته می شود كه توانایی تبدیل به انواع سلول های خونی را دارند. توانایی تبدیل این سلول ها به انواع سلول های خونی، توجه دانشمندان و پژوهشگران را به طرف تبدیل این سلول ها به سایر سلول های تخصص یافته ی بافت های دیگر معطوف داشت.
در كلیه ی بافت های بدن نوعی از سلول های بنیادی یافت می شود كه توانایی تبدیل به سلول های تخصص یافته ی همان بافت را دارند و در موقع اختلال بافتی، دست به كار شده و تكثیر پیدا می كنند و به دلیل داشتن همین توانایی به آنها ” سلول بنیادی” می گویند.
سلول های بنیادی اصولا سلول های تخصصی نشده ای هستند كه با دو مشخصه مهم از دیگر سلول ها تفكیك می شوند:
اولا توانایی تكثیر و افزایش تعداد برای مدت طولانی را دارند.
دوم اینکه پس از دریافت پیام های شیمیایی معین می توانند تمایز حاصل كنند یا به سلول های تخصص یافته ای با عملكردهای خاص، مثل سلول قلبی یا عصبی تبدیل شوند. عملكرد این سلول ها در بدن این است كه در هنگام اختلال و بیماری تكثیر شده و سلول های جدیدی به بافت ارائه می كنند كه اساس سلول درمانی را تشكیل می دهد.
سلول های بنیادی بر اساس توانایی تكثیر و تمایز به انواع مختلفی تقسیم می شوند:
1- سلول های بنیادی TOTIPOTENT یا همه توانی:
این سلول ها می توانند به هر نوع سلولی در بدن تغییر پیدا كرده و تبدیل شوند. یك تخمك بارور شده در واقع یك نوع سلول بنیادی همه توانی است. سلول های تولید شده در تقسیمات تخمك بارور شده نیز همه توانی هستند.
2- سلول های بنیادی PLURIPOTENT یا پرتوانی:
این سلول ها كه از سلول های بنیادی رویان منشا می گیرند، حدود 4 روز پس از لقاح به وجود می آیند و می توانند به هر نوع سلولی به جز سلول های بنیادی همه توانی و سلول های جفت تبدیل شده و تمایز حاصل كنند.
3- سلول های بنیادی MULTIPOTENT یا چند توانی :
از سلول های بنیادی پرتوانی منشا می گیرند و سلول های تخصص یافته از آنها ناشی می شوند. برای مثال سلول های بنیادی خون ساز كه در مغز استخوان وجود دارند به همه انواع سلول موجود در خون تبدیل می شوند، مثل گلبول قرمز، گلبول سفید و پلاكت. یا سلول های بنیادی عصبی كه می توانند به سلول های عصبی و سلول های حمایت كننده عصبی تبدیل شوند.
4- سلول های بنیادی UNIPOTENT یا تك توانی :
این نوع سلول ها می توانند فقط به یك نوع سلول تبدیل شده و آن را تولید كنند.

* سلول درمانی چیست و چگونه از سلول های بنیادی برای سلول درمانی استفاده می شود؟
سلول درمانی در واقع عمل پیوند سلول های خویش منشا یا اتولوگ است. روشی كه در حال حاضر تحت عنوان سیستم سلولی اتولوگ یا AUTOLOGOUS CELLULAR SYSTEM مطرح می گردد.
در این روش درمانی سلول های خود فرد تكثیر شده و مجدد به محل مورد نظر تزریق می شود تا اختلال ایجاد شده رفع شود

سلول های بنيادی
سلول‌های بنیادی سلول های اولیه‌ای هستند که توانائی تبدیل و تمایز به انواع مختلف سلول‌های انسانی را دارند و از آنها می‌توان در تولید سلول‌ها و نهایتا بافت‌های مختلف در بدن انسان استفاده کرد .
منابع اصلی سلول‌های بنیادی شامل : مغز استخوان، بند ناف و جفت می‌باشد . امروزه استفاده از این سلول‌ها جهت ترمیم بافتهای آسیب دیده انسانی در حال گسترش است .
جالب اینکه سلول‌های بنیادی چند پتانسیلی هستند یعنی قابلیت تبدیل به بافت‌های مختلف را دارند اعم از بافت عصبی ؛ عضلانی ؛ پوششی و غیره. که این توانائی محور اصلی توجه به سلول‌های بنیادی است.
مزیت اصلی سلول‌های بنیادی بند ناف این است که بسیار اولیه بوده و توان تمایز بالایی دارند.همچنین سلول‌های مشتق از مغز استخوان ( BMSCs ) توان تمایز بالایی دارند.

کاربردهای سلول‌های بنیادی
• بیماران قلبی:
توصیه می‌شود برای افرادی که در مراحل وخیم بیماری قلبی بوده و در انتظار دریافت قلب پیوندی به‌سر می‌برند، در کنار تجویز داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی، از روش پیوند سلول‌های بندناف به‌عنوان یک روش کمکی استفاده کرد. بر این اساس، این ایده در دنیا مطرح شده است که نمونه
• بیماران کبدی:
پیوند سلول‌های بنیادی علاوه بر بیماران قلبی در سایر بیماران نیز نتایج خوبی را نشان داده است. برای مثال، در حال حاضر اگر بیماری دچار سرطان کبد باشد، جراح مجبور است برای جلوگیری از انتشار سرطان (متاستاز) به بخش‌های دیگر بدن، بخش سرطانی کبد را نابود کند. برای این منظور معمولاً طی دو عمل جراحی هم‌زمان، خون ناحیه سرطانی کبد را قطع می‌کنند تا بافت* استفاده سلول های بنیادی در cloning :
یک دودمان سلول بنیادی جمعیتی از سلول ها است که مستمرا تقسیم شده و از بافت های انسان یا دیگر موجودات بدست می آید . محققین برای اهداف درمانی و پژوهشی از سلول های بنیادی جنینی و بالغ استفاده می کنند . Totipotent: این سلول ها توانایی تولید تمام سلول های مورد نیاز یک موجود زنده را داشته و عاقبت آنها مشخص نیست و بر اساس نیاز ، توانایی تبدیل شدن به هر دارند. 3- تماس سلول- سلول باعث متعهد بودن یک سلول بنیادین در لانه گزینی و رشد و تکثیر آن می مامع بيان ژن مي گردد. تحت شرايط نوترکيبي به واسطه cre توالی خاتمه خارج شده و بيان ژن دوباره فعال مي گردد. مدل سازي بيماري ها: توانايي ايجاد جهش هاي جايگاه خاص و ناک اوت کامل ژنها توسط gene targeting منجر به توليد موشهاي مدل براي انواع بيماري ها از جمله بيماريهاي عصبي و متابوليک و خوني شده است. يک مثال مربوط به آلزايمر مي باشد که حداقل بر اثر جهش در 4 ژن ايجاد مي شود . افزايش دز ژن و جهش در پروتئين پيش ساز بتا آميلوئيد (APP) با آلزايمر در ارتباط بوده جهش در زن آپوليپوپروتئين E نيز با ريسک افزايش يافته و کاهش سن شروع بيماري در ارتباط است. امروزه توسط gene targeting در سلول هايES مدل هاي موشي ايجاد شده اند که حاوي يک جهش نقطه اي در ژن APP و يا ژن ApoE ناک اوت شده مي باشند. به کمک BAC و يستم هاي نوترکيبي جايگاه خاص مثل cre/Lox P مدل هايي براي جابه جايي هاي کروموزومي براي سرطانهاي خاص ايجاد کرده اند. رد يابي دودمانها :همانطور که ذکر شد يک استفاده تکنولوزيgene targetiung قرار دادن يک ژن گزارشگر تحت کنترل يک پروموتر اندوژن براي مطالعه الگوي بيان ان ژن مي باشد(knock in) . به کمک اين تکنيک امکان رد يابي دودمانها يا انجام fate mapping توسط دستکاري ژنتيکي را فراهم آورده است . در اين سيستم يک ريکامبيناز جايگاه خاص مثل cre تحت کنترل پروموتر خاصي در دودمان يا cell type خاصي قرار مي گيرد. موشهاي تهيه شده توسط اين سلول هاي ES مي توانند با موش هاي داراي يک ژن گزارشگر همراه با يک توالي خاتمه کراس داده شوند. بيان cre در سلول هاي خاص دودمان که بر اثر نوترکيبي بين جايگاههاي LoxP ، برداشت توالي خاتمه و بيان ژن گزارشگر مي باشد ، انجام مي گيرد . بنابر اين تمام اولاد سلول هاي اوليه بيان کننده cre با ژن گزارشگر نشاندار مي شوند . بدين ترتيب مي توان سرنوشت اخلاف سلول هاي مختلف را طي تکوين دنبال نمود
سلول های جنین های کلون شده موقعیت جدیدی برای مطالعه بیماری هایی که ژن آنها شناخته نشده است ایجاد می کند . بیماری motor neuron disease(بیماری نورون های حرکتی ) یکی از این موارد است . تخریب نورون های حرکتی علت عمده این بیماری کشنده می باشد اما علت دقیق بیماری به درستی شناخته نشده است . چندین فاکتور ژنتیکی و محیطی به نظر می رسد که در این بیماری نقس داشته باشند گرچه علت تخریب نورون ها شناخته نشده است . اکثر موارد این بیماری sporadic می باشند اما 5-10 % وراثتی اند . در میان این موارد خانوادگی جهش های ژن سوپر اکسید دیس موتاز (SOD 1) مسئول تقریباً 20 % موارد می باشد و آنالیز ژنتیکی نشان می دهد که حداقل 4 ژن دیگر هنوز در رابطه با این بیماری شناخته نشده اند . در ابتدا گمان می رفت که علت این بیماری کاهش عملکرد ژن باشد اما این گمان به نظر نمی آید که صحیح باشد . موش هایی که در آنها ژن SOD 1 اندوژن حذف شده دچار بیماری نورون های حرکتی نمی شوند در حالی که موش هایی که اشکال موتان ژن انسانی را بیان می کنند دچار فلج می گردند . چون موش ترانس ژنی که ژن انسانی را حمل می کند دو نسخه ژن خودش را نیز دار است ، این مشاهده نشان می دهد که تأثیر جهش به خاطر اثر سیتوتوکسیک یک پروتئین غیر طبیعی است و نه به خاطر نبود عملکرد پروتئین . چندین منبع سلولی جدید دارای بیماری وجود دارد که آشکار می کنند این پروتئین چگونه باعث تخریب نورون ها می شود . اگر غربال ژنتیکی پیش از کاشت جنین در مورد مواردی که موتاسیون ها شناخته شده اند انجام گیرد ، سلول های بنیادی جنینی حاوی جهش را می توان از جنین بدست آورد . متناوبا ، جهش های شناخته شده را می توان به سلول های بنیادی جنین وارد کرد (جنینی که فاقد بیماری است) . در نتیجه سلول های دارای بیماری نورون های حرکتی با دودمان اولیه متفاوت خواهند بود . هر چند این روش ها فقط در مواردی در دسترس می باشند که جهش شناخته شده باشد (تقریباً 2% موارد ) . در 8 % از موارد ، حالت بیماری وراثتی است اما ژن آن کشف نشده است و SCNT در این موارد فرصت های جدیدی ایجاد می کند . روش های مختلفی برای استخراج انواع سلول های خاص از دودمانهای سلول های بنیادی ابداع شده ، گرچه در اکثر موارد هنوز عملکرد نرمال آنها پس از انتقال به بدن تائید نشده است . در هر رژیم درمانی ، باید از دفع ایمنولوژیکی سلول های پیوند شده جلوگیری کرد اما پاسخ ایمنی احتمالاً در بیماری های مختلف متفاوت است . سلول های جنین های کلون شده ، در شرایطی مثل بیماری های قلبی عروقی که در انها دفع ایمنی می تواند توسط پیوند سلول های سازگار از نظر ایمونولوژی جلوگیری شود ، بسیار با ارزش است . بیماری های دیگری که به عنوان کاندیدا های مناسبی برای سلول درمانی می باشند بیماری های خود ایمنی شامل دیابت نوع 1 می باشند . در مورد این بیماری ها انتقال سلول های مشابه ار نظر ایمنی به فرد بیمار ، موجب دفع سلول ها می گردد . سلول های بنیادی ، سلول هایی هستند که واقعا می توانند به هر کدام از 200 نوع سلول بدن انسان تبدیل شوند . برای انجام این نوع درمان دو چالش در پیش رو وجود دارد : 1- وادار کردن سلول های بنیادی به تبدیل شدن به سلول مورد نظر 2- وادار کردن بدن به پذیرفتن آنها . اولین مشکل در مورد استفاده از سلول های بنیادی منبع به دست آوردن آنها است . هر کسی دارای سلول های بنیادی می باشد ، مثلاً در مغز استخوان ، اما در کودکان و بالغین این سلول ها قبلا کمی تخصصی شده اند . بسیاری از محققین شک دارند که آیا این سلول ها می توانند به انواع سلول های مورد نیاز تبدیل شوند یا خیر . بنابراین در انجام تحقیقات و معالجات از سلول های بنیادی جنینی استفاده می شود که هنوز تخصصی نشده اند . امروزه اکثر سلول های بنیادی را از جنین های IVF و یا سقط شده به دست می آورند . در مورد IVF ، یک جنین 5 روزه –بلاستولا – در رحم یک زن کاشته می شود و 9 ماه بعد یک نوزاد متولد خواهد شد . جنین های اضافی برای موارد عدم موفقیت یا حاملگی های بعدی نگه دارای می شوند . برای تهیه سلول های بنیادی های جنینی برای تحقیق ، بعضی از سلول های بلاستولا های اضافی را خارج می کنند و در ظروف مجزا برای رشد ، کشت می دهند . برای تبدیل این سلول ها به دودمانهای سلولی بنیادی دائمی ( دارای عمر طولانی ) سلول ها با فاکتور های رشد خاصی تغذیه می شوند . بلاستولا ها در این عملیات از بین خواهند رفت . در دیابت نوع 1 ، به کمک تولید سلول های پانکراس به دنبال روشی برای جایگزین کردن سلول های سازنده انسولین از دست رفته می گردیم . هدف از این نوع درمان جلوگیری از تزریق دائم انسولین و جلوگیری از مشکلاتی است که بعدا زندگی بیماران را تهدید می کنند . در یکی از تحقیقات سلول های بنیادی جنینی موش را وادار به تبدیل شدن به سلول های تولید کننده انسولین کرده اند اما از این سلول ها نمی توان برای انسان استفاده کرد . در یک سری آزمایشات که در اسرائیل انجام گرفته اند توانسته اند به موش هایی که سیستم ایمنی انها توسط دستکاری ژنتیکی مهار شده ، سلول های بتای کلون شده پانکراس را پیوند دهند ، ولی در انسان نمی توان این کار را انجام داد و همچنین یکی از اهداف این نوع درمان جلوگیری از رد پیوند است زیرا دارو های سرکوبگر ایمنی اثرات نامطلوبی مثل ناهنجاری کلیوی و افزایش خطر ابتلا به سرطان را ایجاد می کنند . در یکی از پژوهش ها تلاش شده تا سلول های بنیادی را در حالی که توسط کپسولی احاطه شده اند به بدن وارد کنند تا مانع دفع ایمنی گردند . در درمان به کمک سلول های بنیادی برای جلوگیری از دفع بافت از هسته سلول های فرد بیمار استفاده می شود . دانشمندی به نام Skorecki در صدد است تا شکل تغییر یافته ای از این تکنیک را مورد استفاده قرار دهد و از ترکیب مهندسی ژنتیک و کلونینگ استفاده کند . او معتقد است که انجام therapeutic cloning برای هر بیمار به کمک سلول های خودی بسیار گران و غیر عملی است . در این روش قرار است سلول های بنیادی بالغ کلون شده را طوری تغییر ژنتیکی دهند که توسط سیستم ایمنی دفع نگردند و برای درمان هر بیماری می توان از این سلول ها استفاده کرد . تا کنون توانسته اند سلول های بنیادی انسان را به سلول های خون ، عصبی و سلول های بتای پانکراس تبدیل کنند . اما اگر بر مشکل دفع پیوند هم غلبه شود سوالی که باقی می ماند این است که آیا سلول های پیوند شده در بدن عملکرد نرمال خواهند داشت یا نه ؟ مثلاً در این مورد در استرالیا سلول های عصبی تولید شده اند و به مغز نوزاد موش پیوند شده اند و عملکرد طبیعی داشته اند . اما هنوز هم قطعیت این موضوع در انسان و یا بیماری های دیگر مشخص نشده است . یکی از کاربرد هایSCNT جلوگیری از انتقال بیماری از والدین به نسل بعد می باشد ( بیماری هایی که بر اثر جهش یا ناهنجاری ژنوم هسته ای نمی باشند مثلاً بیماری های میتوکندریایی) . میتوکندری های اسپرم به فرزند منتقل نمی شوند بنابراین بیماری های میتوکندریایی فقط از مادر به فرزند منتقل می شوند . برای جلوگیری از این بیماری ها می توان هسته یکی از سلول های یک جنین مبتلا به بیماری میتوکندریایی را خارج کرده و به سیتوپلاسم یک تخمک سالم منتقل کرد و این تخمک سالم را در رحم مادر کاشت. در یکی از آزمایشات انجام شده ، سلول های بنیادی جنینی به مغز موشهای تازه متولد شده ای که از بیماری مشابه با multiple sclerosis رنج می بردند تزریق شدند . این موشها فاقد سلول های تولید کننده غلاف میلین بودند. سلول های تزریق شده به تمام مناطق مغز این موشها مهاجرت کرده و خود را به انواع سلول های از دست رفته تبدیل کردند و با جایگزین شدن سلول های تولید کننده غلاف میلین ، روند بیماری متوقف شد و بسیاری از موش ها به طور کامل بهبود یافتند . با دستکاری ژنتیکی در سلول های بنیادی می توان سلول های مقاوم به عوامل سرطان زا ، عوامل دارویی و ……. را انتخاب و جدا سازی نمود . به طوری که با وارد کردن ژن متیل گوانین متیل ترانسفر از (دارای نقش در ترمیم DNA) در سلول های بنیادی ، این سلول ها در in vitro به اثرات سمیت سلولی و ژنتیکی مواد سمی مانند Bis Cloro-ethyl nitrosurea (BCNU) و O4 Benzyl Guanin (O4BG) مقاوم شده و سپس با وارد کردن این سلول ها به موجود زنده و تیمار آن با این دارو ها سایر سلول ها حذف و سلول های مقاوم به این مواد شیمیایی انتخاب و تکثیر می شوند. سلولهای بنیادی پوششی بالغ در بین کراتینو سیت های غشاء پایه پوست دیده می شوند . این سلول ها باعث تولید سلول های جدید جهت ترمیم بافت سطحی پوست می شوند. سلول های بنیادی پوششی در تولید بافت پوست تولید شده به روش مهندسی بافت کاربرد داشته و این فرآورده ها امروزه کاربرد های کلینیکی متفاوتی از قبیل بانک پوست ، ترمیم سوختگی ها و …… دارند. همچنین سلول های بنیادی پوست باعث تولید پوشت مصنوعی و پیوندی جهت درمان زخم ها و بیماری هایی از قبیل vitteligo می شوند.

سلولهای منفرد،پس از اندک زمانی شروع به تقسيم شدن پياپی و مکررمی کند وسرانجام يک رويان ابتدايی (embryo)پديد می آورد. رويان ابتدايی،در ظرف چند روز به شکل خوشه ای از سلول در می آيد که دانشمندان آنها را«سلولهای بنيادی ((embryonic stem cells(ESC)»،می نامند. اين سلولهای بنيادی، خاستگاه همه سلولهای تخصص يافته(specialized) بدن فرد به شمار می آيند.
سلولهای بنيادی رويانی،تنها در رويانهای ابتدايی وجود دارند. در پيکر کودکان و بزرگسالان نيز سلولهای بنيادی يافت می شوند،اما از نوع ديگری هستند و آنها را«سلولهای بنيادی بالغ (adult stem cells(AS))»می نامند.
معمولا برای دستيابی به سلولهای بنيادی رويانی بايد رويان (جنين) را متلاشی کرد.
يکی از دانشمندانی که درباره سلولهای رويانی پژوهش می کند،آنها را؛«سلولهای نوزادی که هنوز حرفه ای را انتخاب نکرده اند»،ناميده است. سلولهای بنيادی را بر مبنای کاری که می توانند انجام دهند،توصيف می کنند،نه از روی ريختشان. نخست،اين سلولها هيچگونه تخصصی ندارند؛نمی توانند مو در بياورند،يا غذا هضم کنند،يا پيامهای عصبی انتقال دهند. دوم، توانايی«انتخاب کردن حرفه ای»دارند. يعنی می توانند به سلولهای گوناگون تبديل شوند. مثلا،سلولهای بنيادی آدمی،می توانند بيش از 200 نوع سلول تخصص يافته،از جمله سلولهای پوست،خون،استخوان،ماهيچه ای و عصبی،توليد کنند. سوم، سلولهای بنيادی می توانند خود را،در طول زمان زيادی،با تقسيم سلولی پياپی از نو بسازند. يعنی می توانند نسخه های دقيق و مکرری از خود،به طور متوالی توليد کنند،تا وقتی که عاملی آنها را برای متمايز شدن برانگيزد.
نخستين باری که دانشمندان،به وجود سلولهای بنيادی گمان بردند،در اوايل قرن20وهنگامی بود که نمو رويان های ابتدايی را مورد بررسی قرار می دادند.
نخستين تاييد وجود سلولهای بنيادی،در اوايل دهه1960، حاصل آمد.جيمزتل((Till, J.و ارنست مک کلوخMcCulloch, E.)) در بنياد سرطان اونتاريو،در تورنتو کانادا،چگونگی تخريب سلولهای خون موش های آزمايشگاهی را به وسيله تابش،بررسی می کردند. آنان دريافتند که می توانند با تزريق سلولهای مغز استخوان موش های ديگر دارای ژنتيک مشابه،به موش های مورد آزمايش،مقدار لازم سلولهای خون اين موشها را تامين کنند و مانع مرگ آنها شوند.
تل و مک کلوخ،کمتر از دو هفته پس از تزريق سلولهای مغز استخوان،به موش های پذيرنده،مغز استخوان و طحال اين موش ها را آزمايش کردند. اين دو پژوهشگر چند مجموعه کلون (Clone) از سلولهای خون پيدا کردند. آنان انتظار داشتند که در هر مجموعه فقط يک نوع سلول خون پيدا کنند. اما،مشاهده کردند،که هر مجموعه کلون محتوی همه انواع سلولهای خون است و همه آنها فقط از يک سلول مغز استخوان پديد آمده اند. بنابراين،به گفته مک کلوخ«برای نخستين بار ثابت می شد که چيزی از قبيل سلول بنيادی،وجود دارد.»
تاريخچه پژوهش درباره سلول های بنيادی،نشان می دهد که شناسايی اين سلولها کار ساده ای نيست. سلولهای بنيادی،برخلاف سلولهای عصبی،سلولهای خون و ديگر سلولهای بالغ،ظاهر مشخصی ندارند. بنابراين پژوهشگران،سلولهای بنيادی را بر اساس توانايی هايی که دارند توصيف می کنند،نه از روی ريخت و اندازه آنها. پژوهشگران،سلولهايی را که کشت(رشد)می دهند، همواره آزمايش می کنند تا ببينند آيا اين سلولها،ويژگی هايی را که بايد،نشان می دهند يا نه.
سلولهای بنيادی رويانی را که از رويان ابتدايی جدا می کنند و در محيط کشت آزمايشگاهی کشت می دهند،ويژگی بسيار مهمی دارند:می توانند در طی زمان طولانی همواره تقسيم و در نتيجه تجديد شوند. اين سلولها در شرايط مناسب،پی در پی تقسيم می شوند و سلولهای رويانی ديگری را توليد کنند.
در سالهای اخير،دانشمندان پرشماری سلولهای بنيادی را کانون پژوهش های خود ساخته اند. توجه کم نظير به سلولهای بنيادی، سه علت اصلی دارد:ارزش آنها برای پژوهش های پايه،دورنمای استفاده از آنها برای درمان بيماری و آسيب ديدگی،و امکان به کارگيری آنها در توليد داروهای جديد.
دانشمندان بسياری عقيده دارند که سلولهای بنيادی به نياز موجود برای دارو و درمان های جديدی که ممکن است رنج آدمی را کم کنند،پاسخ خواهند داد.

اغلب سلول‌هاي بدن انسان عملا قادر به تقسيم نيستند و بسياري از زمان تولد تا مرگ شخص بدون تقسيم شدن حضور دارند.
البته بعضي بافتهاي بدن نظير خون، پوست و لوله گوارش داراي چرخه بازسازي سريعي هستند و در هر روز ممكن است چندين سلول جديد بسازند. به عنوان مثال يك مرد متوسط با وزن 70 كيلوگرم در هر روز 1011×2 سلول خوني مي سازد. همچنين روزانه ميليونها سلول پوستي و گوارشي ساخته مي شود. سلولهاي بنيادي سلول‌هايي هستند كه قادر به همانندسازي خود هستند و نيز مي توانند طي فرايند تمايز به يك يا انواعي از سلولهاي بالغ تبديل شوند.
به طور كلي سلول‌هاي بنيادي به سه دسته تقسيم مي‌شوند:
سلول‌هاي بنيادي بزرگسال (Adult stem cells)،
سلول‌هاي بنيادي جنيني (Embryonic stem cells)
سلول‌هاي بنيادي بند ناف (Umbilical cord stem cells).
سلول‌هاي بنيادي بزرگسال مانند همه سلولهاي بنيادي ديگر دو ويژگي مشترك دارند؛ اول اينكه قادر به ساخت كپي هاي خود به مدت طولاني مي باشند و دوم اينكه مي توانند به سلولهاي بالغي با خصوصيات مورفولوژيك شناخته شده و با عملكرد اختصاصي تبديل شوند.
ين سلولها قادر نيستند به همه نوع سلول تمايز پيدا كنند بلكه تنها قادرند به سلولهاي بالغ همان بافتي كه در آن هستند تبديل شوند (مثلا سلولهاي بنيادي مغز استخوان كه به سلولهاي خوني تبديل مي شوند). سلولهاي بنيادي بزرگسال بسيار كم و نادر هستند به عنوان مثال از هر 10 تا 15 هزار سلول مغز استخوان تنها يك سلول از نوع سلولهاي بنيادي است. منشا و چگونگي شكل گيري اين سلولها به طور دقيق مشخص نيست و فرضيات مختلفي براي آن مطرح شده است از جمله اينكه اين سلولها در هنگام تمايز جدا از بقيه مانده و تمايز نيافته اند. امروزه سلولهاي بنيادي از بافتهاي مختلفي از جمله خون، مغز، نخاع، لوله گوارش، پوست، عضلات و غيره جدا شده‌اند.
نام سلولهاي بنيادي جنيني (روياني) از منشا آنها يعني رويان گرفته شده است. در واقع اين سلولها از يكي از مراحل ابتدايي تشكيل و توسعه جنين بنام مرحله بلاستوسيتي گرفته مي شوند. به طور اختصاصي سلولهاي بنيادي جنيني از توده سلولي دروني بلاستوسيت در مرحله پيش از لانه گزيني در ديواره رحم به دست مي آيند. اين سلولها هم قادر به همانندسازي خود هستند و هم قادرند به انواعي از سلولهاي مختلف تمايز يابند.
دسته سوم سلولهاي بنيادي سلولهاي بند ناف هستند كه همانطور كه از نامشان بر مي آيد از خون بند ناف در هنگام وضع حمل جدا مي شوند و قابل نگهداري هستند تا در آينده در صورت لزوم براي همان بچه يا اعضاي خانواده وي و يا براي شخص ديگري استفاده شوند.
امروزه محققان در حال بررسي و آزمايش امكان كاربرد سلولهاي بنيادي در درمان بيماريهاي مختلف مي باشند. از جمله بيماريهايي را كه اميدهاي زيادي به درمان آنها مي رود مي توان به آلزايمر و پاركينسون، آسيبهاي نخاعي، ديابتها‌ (از طريق جايگزين نمودن سلولهاي پانكراتيك ترشح كننده انسولين)، بيماريهاي كرونري قلب (با جايگزيني سلولهاي ماهيچه اي قلب)، بيماريهاي كبدي مثل سيروز و غيره اشاره نمود.

سلول های بنیادی قادر به ایجاد هر نوع سلولی در بدن هستند. آنها می توانند تحت تأثیر بعضی شرایط فیزیولوژیك یا آزمایشگاهی به سلول هایی با عملكردهای اختصاصی مانند سلول های عضلانی قلب یا سلول های تولیدكننده انسولین در پانكراس و… تبدیل شوند.
تحقیقات در زمینه سلول های بنیادی دو ویژگی مهم دارند كه آنها را از انواع سلول های دیگر متمایز می سازد:
۱- توان نوسازی سلول های نامتمایزی هستند كه توانایی تكثیر نامحدود خود را دارند و در حالت نامتمایز باقی بمانند.
۲- پرتوانی:سلول های بنیادی قادر به ایجاد هر نوع سلولی در بدن هستند. آنها می توانند تحت تأثیر بعضی شرایط فیزیولوژیك یا آزمایشگاهی به سلول هایی با عملكردهای اختصاصی مانند سلول های عضلانی قلب یا سلول های تولیدكننده انسولین در پانكراس و… تبدیل شوند.
دانشمندان در ابتدا با دو نوع از سلول های بنیادی كه از حیوانات و انسان ها به دست آمده بودند، شامل سلول های بنیادی جنینی و سلول های بنیادی بالغین كار می كردند كه این دو دسته سلولی عملكردها و ویژگی های مختلفی دارا هستند.
بیشتر از ۲۰ سال قبل دانشمندان توانستند سلول های بنیادی را از جنین ابتدایی موش جدا كنند و با مطالعه سالها جزئیات بیولوژی سلول های بنیادی موش؛ در سال ۱۹۹۸ دانشمندان موفق به جدا كردن سلول های بنیادی جنینی از جنین انسان و رشد آنها در محیط آزمایشگاه شدند و این سلول ها را سلول های بنیادی جنینی انسان نامیدند. این سلول های همانطور كه از نامشان مشخص است از جنین های ۴ یا پنج روزه كه از تخم های آزمایشگاهی بارور می شوند به دست می آیند و در محیط آزمایشگاهی در محیط كشت های اختصاصی رشد داده می شوند.
سلول های بنیادی بالغین، سلول های نامتمایزی هستند كه در بین سلول های تمایز یافته بافت ها و ارگان های بدن انسان یافته می شوند و توانایی نوسازی و تمایز به انواع سلول های اختصاصی اصلی بافت یا ارگان را دارند. نقش های اولیه این سلول ها در یك ارگان زنده شامل حمایت كردن و تعمیر بافت هایی است كه از آنها به دست می آیند.
دانشمندان سلول های بنیادی بالغین را در بافت های بیشتری نسبت به آنچه فكر می كردند به دست آوردند. این یافته ها دانشمندان را به استفاده از این سلول ها در علم پیوند راهنمایی كرد. اكنون بیشتر از ۳۰ سال از استفاده سلول های بنیادی بالغین خون ساز كه از مغز استخوان برای پیوند جدا می شوند، می گذرد.
در سال ۱۹۶۰ محققان كشف كردند كه مغز استخوان حداقل دو نوع سلول بنیادی را دربردارد كه شامل سلول های بنیادی خون ساز كه انواع سلول های خونی را در بدن می سازند و سلول های استرومال كه می توانند بافت های غضروف، استخوان، چربی، بافت های همبندی فیبروز را در بدن بسازند، است.
در سال ۱۹۶۰ دانشمندانی كه موش ها را مطالعه می كردند دو منطقه از مغز موش را كه شامل سلول های تقسیم شونده كه تبدیل به سلول های عصبی می شوند، كشف كردند. بر خلاف این گزارش ها بیشتر دانشمندان معتقد بودند كه سلول های عصبی جدید در مغز بالغین نمی تواند تولید شود تا اینكه در سال ۱۹۹۰ دانشمندان توافق كردند كه مغز بالغین شامل سلول های بنیادی است كه توانایی تولید سه نوع اصلی سلول های مغزی را كه شامل آستروسیت ها و الیگودندروسیت ها (سلول های غیرعصبی) و نورون ها (سلول های عصبی) دارا هستند.
سلول های بنیادی بالغین در ارگان ها و بافت های زیادی از بدن جدا شده اند، اما نكته مهم این است كه تعداد بسیار محدودی از این سلول ها در هر بافت وجود دارد كه در منطقه خاصی از آن بافت برای سالها ساكن می مانند، تا اینكه با ظهور بیماری یا آسیب بافتی فعال می شوند.
بافت هایی كه سلول های بنیادی بالغین در آنها یافت می شوند عبارتند از: مغز استخوان، خون محیطی، مغز، عروق خونی، پالپ دندان، عضله اسكلتی، پوست، كبد، پانكراس، قرنیه، شبكیه، سیستم گوارش.
دانشمندان در خیلی از آزمایشگاه ها تلاش می كنند تا بتوانند كه سلول های بنیادی بالغین را در كشت سلول به انواع سلول ها اختصاصی تبدیل كنند تا از آنها برای درمان بیماری ها و صدمات بافتی استفاده كنند.
پتانسیل های درمانی این سلول ها عبارتند از: جایگزینی سلول های تولیدكننده دوپامین در مغز در بیماری پاركینسون، تولید سلول های انسولین ساز برای نوع یك دیابت (وابسته به انسولین) و تعمیر سلول های عضلانی تخریب شده.
سلول های بنیادی بند ناف از سلول های پرتوان دیگر هستند كه همچون سلول های بنیادی بالغین قادرند تا انواعی از سلول ها را در محیط آزمایشگاهی تولید كنند. در بند ناف دو دسته سلول های بنیادی وجود دارند كه قادر به ساختن سلول های خونی و سلول های استخوانی و چربی بوده و همچنین به عنوان جایگزینی برای سلول های مغز استخوان در علم پیوند مغز استخوان محسوب می شوند.
●ضرورت تحقیق و پژوهش در خصوص سلول های بنیادی چیست؟
سلول های بنیادی قادرند به طور نامحدود هر نوع سلول را به وجود آورند كه این خصوصیت باعث استفاده حیرت آور این سلول ها در علم پیوند شده است. علاوه بر این می توان به گونه ای این سلول ها را از نظر ژنتیكی تغییر داد تا پس از پیوند دفع نشوند. كارهایی كه در این رابطه تا به حال انجام شده اند عبارتند از:
۱- سلول های ماهیچه قلب توان تكثیر طی دوره بزرگسالی را ندارند و هرگاه با جراحت یا ایسكمی، به بافت مزبور آسیبی برسد بافت غیرفعال جایگزین سلول های ماهیچه ای قلب فعال می شوند. سلول های بنیادی جنینی توان تبدیل به سلول های ماهیچه ای قلب را دارند كه از آنها می توان در درمان موارد سكته های قلبی كه عامل اصلی آسیب به ماهیچه قلب هستند و همچنین در موارد اختلالات مادرزادی قلبی استفاده كرد.
۲- سلول های بنیادی خون ساز در علم پیوند مغز استخوان برای درمان بعضی بیماری های خونی مانند تالاسمی و همچنین سرطان های افراد بزرگسال و خردسال به كار می روند .
۳- سلول های مولد انسولین از سلول های بنیادی جنینی موش و انسان به دست آمده اند كه می توانند راهگشایی در درمان بیماری دیابت باشند.
۴- سلول های عصبی از سلول های بنیادی جنینی به دست آمده اند كه از آنها می توان در درمان بیماری های تخریب شونده سیستم عصبی مانند پاركینسون و یا آلزایمر استفاده كرد.
۵- سلول های پوستی از سلول های بنیادی جنینی به دست آمده اند كه از این سلول ها می توان در درمان سوختگی ها و بهبود زخم ها استفاده كرد.
۶- تبدیل سلول بنیادی به سلول های سازنده غضروف و استخوان
۷- تبدیل سلول بنیادی به سلول كبدی
۸- تولید لوله گوا رش از سلول های بنیادی

سلول‌های بنیادی راه علاج بالقوه دیابت

علم سلول‌های بنیادی ممکن است به یافتن راه علاجی برای 250 میلیون فرد مبتلا به ديابت در سراسر جهان منجر شود.
“ما پیشرفت‌های بزرگی در این مسیر انجام داده‌ایم. پیشرفت‌هایی که در دو تا سه سال گذشته در این زمینه رخ داده مبهوت‌کننده هستند. اکنون چشم‌اندازی مهیج را پیش رو داریم.”
پژوهش‌هایی در دست انجام است تا سلول‌های بنیادی جنینی و بالغ را به سلول‌های بتای لوزالمعده که تولیدکننده انسولین هستند، بدل شوند.
سلول‌های بنیادی سلول‌های پیش‌سازی هستند که می‌توانند به هر نوع سلولی دگردیسی پیدا کنند.
هنوز سلولی که بتواند کاملا چایگزین سلول بتا شود به دست نیامده‌است، هدف این است که سلول حساس به قند خون (گلوکز) و تولیدکننده انسولینی خلق شود که به تغییرات فیزیولوژیایی میزان قند خون مانند یک بدن طبیعی پاسخ دهد.
درمان ديابت با سلول‌هاي بنيادي
درمان ديابت به صورتي که ديگر فرد نيازي به دارو نداشته باشد، در حال حاضر وجود ندارد.
اما قدرت سلول‌هاي بنيادي در تبديل شدن به انواع سلول‌ها در بدن انسان باعث شده تا بتوان به امکان درمان کامل ديابت با اين سلول‌ها فکر کرد. البته کاري که اخيراً دانشمندان در مورد سلول‌هاي بنيادي و درمان ديابت کرده‌اند، باعث شده که اين رويا بيشتر به واقعيت نزديک شود. چون دانشمندان موفق شده‌اند از سلول‌هاي بنيادي مغز استخوان انسان براي ترميم سلول‌هاي معيوب لوزالمعده موش که مسئول توليد انسولين هستند، استفاده کنند.
يک تير و دو نشان
دانشمندان دانشگاه تولين نيواورلئان آمريکا بعد از درمان ديابت موش‌ها با کمک سلول‌هاي بنيادي اميدوارند که بتوان از اين روش براي درمان ديابت در انسان استفاده کرد.
اين دانشمندان موفق شدند، موش‌هاي مبتلا به ديابت را که داراي قند خون بالا بوده و کليه‌هايشان در اثر ديابت صدمه ديده بود، درمان کنند. در اين روش درماني، سلول‌هاي بنيادي به گروهي از موش‌ها تزريق شد و بعد از 3 هفته معلوم شد که بدن آنها در مقايسه با ساير موش‌ها انسولين بيشتري توليد مي‌کند و سطح قند خون آنها کاهش يافته است. سلول‌هاي بنيادي همان سلول‌هاي در مرحله اوليه رشد هستند که قابليت تبديل شدن به هر نوع بافت بدن را دارند.
علاوه بر اصلاح ميزان قند خون اين موش‌ها، بعد از تزريق سلول‌هاي بنيادي، روند تخريب کليه اين موش‌ها که ناشي از بيماري ديابت بود، هم متوقف شد. يعني تزريق سلول‌هاي پايه باعث شد، روند تخريب گلومرولي ناشي از ديابت متوقف شود.
گلومرول ساختماني در کليه است که خون را تصفيه مي‌کند. البته اينکه چرا تخريب کليه‌هاي اين موش‌ها متوقف شده است، سئوالي است که در پاسخ به آن دکتر داروين پراکاپ، استاد دانشگاه تولين و سرپرست اين تحقيق، مي‌گويد: «مطمئن نيستيم چرا کليه‌ها بهبود يافتند: به خاطر اينکه قند خون پايين‌تر بود يا به خاطر اينکه سلول‌هاي انساني به ترميم کليه کمک کردند؟ اما گمان مي‌کنيم که سلول‌هاي انساني باعث ترميم کليه شده باشد تقريباً به همان صورت که باعث ترميم سلول‌هاي توليد کننده انسولين در لوزالمعده مي‌شود.»
گام بعدي، انسان
گروه تحقيقاتي دانشگاه تولين قصد دارند، در گام بعدي اين تحقيقات را روي انسان آزمايش کنند.
«پزشکان آن دسته از بيماران ديابتي را که کليه آنها به تدريج در حال از کار افتادن است انتخاب خواهند کرد. آنها تعيين مي‌کنند که آيا تزريق مقدار زيادي سلول پايه استخراج شده از بدن بيمار به خود بيمار باعث پايين آمدن قند خون، افزايش ترشح انسولين در لوزالمعده و بهبود عملکرد کليه مي شود يا نه.»
به طور متوسط حدود 5 يا 6 درصد از هر جامعه‌اي دچار بيماري ديابت است که بر اين اساس حدود 3 الي 4 ميليون نفر از مردم ايران ديابت دارند. از اين بين حدود 10 درصد از ديابتي‌هاي يک جامعه دچار ديابت نوع يک هستند که بايد از ابتدا براي کنترل قند خون خود از انسولين استفاده کنند. نکته بسيار مهم در مورد ديابت عوارض آن است.
چرا که با وجود پيشرفت‌هاي بسيار در کنترل ديابت هنوز شايع‌ترين علت نارسايي مزمن کليه و شايع‌ترين علت نابينايي در جهان، ديابت است. بنابراين يافتن درماني کامل براي اين بيماري شايع مي‌تواند جلوي بسياري از اين عوارض را بگيرد
ارائه نقشه پروتئيني سلول‌هاي بنيادي جنين
نقشه پروتئيني سلول‌هاي بنيادي جنيني انسان كه با همكاري محققان پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي تهيه شده، درك ما را از زيست شناسي اين سلول‌ها افزايش مي‌دهد.
در اين مطالعه هويت 700 پروتئين بيان شونده در سلول‌هاي بنيادي جنيني انساني با استفاده از روش الكتروفورز دو بعدي و اسپكترومتري جرمي مشخص شده است، ‌افزود: اين نقشه و اطلاعات كامل پروتيين‌هاي شناسايي شده به همراه ابزارهاي جست‌و‌جو گر قوي در نشاني الكترونيكي قابل دسترسي است كه با استفاده از اين ابزارهاي جست‌وجوگر مي‌توان نحوه توالي پروتئين‌ها، نام ژن و تمام اطلاعات مرتبط با تجزيه و تحليل پروتيين سلول‌هاي بنيادي را دريافت كرد. فراوانترين اين پروتئين ها، چاپرون‌ها، پروتئين‌هاي گرماشك، پروتئوزدرم‌ها و پروتئين‌هاي پاسخ ده در مقابل استرس بودند و پروتئين‌هاي فراواني نيز مرتبط با تقسيم و تمايز سلولي شناسايي شدند.
اقای محمودزاده در تبيين اهداف انجام اين تحقيق، به كاربردهاي روزافزون سلول‌هاي بنيادي در زمينه‌هاي مختلف پزشكي و ضرورت شناخت كامل اين سلول‌ها به منظور كاربرد آنها اشاره كرد و اظهار داشت: سوالاتي نظير شاخص يا شاخص‌هاي شناسايي اين سلول‌ها و ژن يا ژنهايي كه در سطح پروتئين يا mRNA در اين سلول ها تجلي مي‌يابد، اين كه آيا اين پروتئين‌هاي اختصاصي در طول تكوين يك فرد از جنيني به بزرگسالي و يا در طول تكامل از موجودات ابتدايي تا پستانداران حفظ شده‌اند و آيا مي شود با شناخت پروتيئن يا پروتئين‌هاي اصلي و مسير تبديل و انتقال آنها يك سلول فيبروبلاست پوست را تبديل به يك سلول بنيادي نظير سلول بنيادي جنيني كرد و سوالاتي ديگر نظير اينها ما بر آن داشت كه مطالعه تجزيه و تحليل پروتئين‌هاي سلولهاي بنيادي را آغاز كنيم.
در مرحله نخست، هويت پروتييني سلول‌هاي بنيادي جنيني انساني به دنبال توليد سلول‌هاي بنيادي جنيني انساني در پژوهشكده رويان و چاپ مقالات آن در مجلات معتبر بين‌المللي مشخص و مقاله آن با همكاري پژوهشكده رويان و پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي در مجله «پروتئوميكس» (proteomics) به چاپ رسيد.
يكي از عكس‌هاي مقاله مزبور، به عنوان طرح روي جلد مجله پروتئوميكس به چاپ رسيده، هم اكنون مجريان طرح بر آن هستند تا پروتئين‌هاي اصلي را كه در بنيادينگي سلولي نقش دارند شناسايي ‌كنند. در اين خصوص پروتئين‌هاي جالبي در سلول‌هاي بنيادي جنيني موش يافته‌اند كه اميد است بتوان با تحقيقات ژرف در بستر سلول‌هاي بنيادي به شناخت عامل يا عوامل بنيادينگي سلولي دست يافت و روزي بتوان حتي يك سلول فيبروبلاستي را به سلول بنيادي تبديل كرد.
تعداد 60 پروتئين در اين سلول‌ها حدود 30 درصد ازحجم پروتئين‌ها را تشكيل مي‌دهند، فاز دوم پروژه آن است كه بدانيم چه پروتئيني در بنيادي بودن سلول نقش دارد و ميزان اين نقش چقدر بوده و يا در چه مرحله‌اي در تمايز حذف مي‌شود.
در حال حاضر نقشه 108 پروتئين موش شناسايي شده و 94 پروتئين مشترك بين موش و انساني را شناسايي ‌كرده‌ايم.
از فن آوري سلول‌هاي بنيادي به عنوان دومين انقلاب در زيست‌شناسي و پزشكي بعد از فن آوري زيستي ياد مي‌شود فن آوري سلول‌هاي بنيادي در مطالعات زيست شناسي تكويني يا جنين شناسي، توسعه داروسازي، ناهنجاري‌شناسي و سم شناسي و مطالعه عملكرد ژنها در موجود زنده داراي اهميت است اما مهمترين ارزش اين سلولها در صلب پيوند است و اميد است كه بتوان روزي با كمك اين سلولها در جهت درمان بسياري از بيماريهاي صعب العلاج گام برداشت و دانشمندان بر اين اميدند كه طي 10 سال آينده اين مسايل به واقعيت بپيوندد.

درمان نابینایی با سلول‌هاي بنيادي
نابينايي يكي از كابوس‌هاي بزرگ انسان است؛ چرا که در بسياري از موارد درماني براي آن وجود ندارد، اما انسان هم موجودي نيست كه به‌راحتي در مقابل سختي‌ها و بيماري‌ها كوتاه بيايد.
دانشمندان انگليسي، توانسته‌اند به کمک سلول‌هاي بنيادي، حس بينايي را به موش‌هاي نابينا برگردانند.
اين موفقيت گامي به سوي درمان بسياري از افراد نابينا محسوب مي‌شود؛ هرچند كه از درمان موش‌هاي كور تا درمان انسان‌هاي نابينا هنوز فاصله زيادي وجود دارد.
دانشمندان انگليسي موفق شده‌اند حيواناتي را که چشم آنها در اثر بيماري‌هاي مشابه آنچه در انسان ديده مي‌شود آسيب ديده، معالجه کنند. آنها با پيوند زدن سلول‌هاي بنيادي شبکيه به چشم اين حيوانات نابينا موفق به اين کار شده‌اند.
محققان مي‌گويند اگر از نتايج اين دستاورد بتوان براي معالجه بيماري‌هاي چشم انسان استفاده کرد، ميليون‌ها نفر که مبتلا به انواع مختلف بيماري‌هاي شبکيه چشم هستند – از مشکلات ناشي از سالمندي گرفته تا ديابت – از آن بهره خواهند برد، چرا که پيش از اين ترميم سلول‌هاي شبکيه چشم امکان نداشت.
شبکيه چشم، لايه‌اي از سلول‌هاي عصبي و حساس به نور مخروطي و استوانه‌اي است که تصاوير را به پيام‌هاي عصبي تبديل مي‌کند و به دليل داشتن ماهيت عصبي، در صورت آسيب ديدگي ترميم نمي‌شود.
اصولاً ترميم سلول‌هاي عصبي بطور طبيعي در بدن انسان به‌صورت بسيار محدود انجام مي‌شود. مي‌توان ‌گفت سلول‌هاي عصبي يا همان «نورون»‌ها تقريباً غير قابل ترميم تلقي مي‌شوند و ازهمين ‌روست كه مثلاً يك بيمار دچار ضايعه نخاعي را نمي‌توان به‌آساني درمان كرد.
به اين دلايل است كه گامي، هرچند كوچك، در ترميم سلول‌هاي عصبي، مي‌تواند موفقيت بزرگي تلقي شود. در مطالعه اخير، که با بودجه شوراي تحقيقات پزشکي انگلستان انجام شده، دانشمندان موسسه تحقيقات چشم و بهداشت کودک وابسته به دانشگاه لندن و بيمارستان چشم مورفيلدز، سلول‌هايي را که از رشد بيشتري برخوردار بودند و از قبل براي تبديل شدن به دريافت کننده‌هاي نوري برنامه‌ريزي شده بودند را به چشم موش‌هاي نابينا پيوند زدند.
تيم پزشکان، سلول‌هاي بنيادي مورد نياز در اين پيوند را از موش‌هاي پنج روزه، يعني زماني که شبکيه شکل مي‌گيرد، برداشتند. اين سلول‌ها سپس به چشم حيواناتي که از لحاظ ژنتيکي طوري طراحي شده بودند که مبتلا به بيماري چشمي شوند و به تدريج بينايي خود را از دست بدهند، پيوند زده شد.
پيوند موفق بود. سلول‌هاي بنيادي به سلول‌هاي شبکيه تبديل شده و سلول‌هاي تازه شبکيه به ساير سلول هاي عصبي شبکيه پيوند خوردند و به اين ترتيب حس بينايي دوباره به موش‌هاي نابينا شده بازگشت.
آزمايش‌ها نشان داد که مردمک چشم موش به نور واکنش نشان داد و عصب چشم فعال بود و ثابت مي‌‌كرد علائم به مغز ارسال مي‌شود.
شايد شبکيه يکي از بهترين نقاط براي امتحان کردن پيوند سلولي باشد، زيرا نابودي دريافت کننده‌هاي نوري در ابتدا به باقي بخش‌هاي عصبي ميان چشم و مغز آسيب نمي‌رساند.
تلاش‌هاي قبلي براي پيوند زدن سلول‌هاي بنيادي، به اين اميد که به دريافت کننده‌هاي نوري تبديل شوند، شکست خورده بود، چرا که سلول‌ها از رشد کافي برخوردار نبودند.
با وجودي که نتايج اين کار در موش‌ها خيلي خوب جواب داده ولي تکرار کاري مشابه آن در انسان کمي مشکل است و البته اين مشکل، بيشتر اخلاقي است، چرا که براي اينکه بتوان از سلول‌هاي بنيادي انسان در مرحله‌اي كه در حال تبديل به سلول‌هاي شبکيه است، استفاده کرد، بايد سلول‌هاي بنيادي از جنين در سه ماه دوم بارداري برداشته شود.
به همين خاطر، گروه تحقيقاتي دانشگاه لندن و بيمارستان چشم پزشکي مورفيلدز قصد ندارد در اين مسير حرکت کند.
«اکنون، هدف مطالعه سلول‌هاي بنيادي بزرگسالان است تا معلوم شود آيا امکان تغيير ژنتيکي آنها به طوري که مانند سلول‌هاي شبکيه موش رفتار کنند وجود دارد يا نه؟
سلول‌هايي در حاشيه شبکيه چشم افراد بزرگسال وجود دارد که تصور مي‌شود داراي خواص سلول‌هاي بنيادي باشد و به گفته تيم متخصصان اين پروژه تحقيقاتي، مي‌تواند براي عمل پيوند مفيد باشد.
سلامتي از گرانبهاترين گوهرهاست ؛ که خداوند آنرا با سخاوت تمام در اختيارمان قرار داده پس در حفظ آن کوشا باشيم.

ابراهیم محمودزاده

منبع: http://2580414.blogfa.com
www.abrahammed.ir

درباره ی admin

گر خواهی که جهان بر کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد این آیدی متعلق به مدیر سایت می باشد. ... بنده از اوایل دی 1396 مدیریت رو به عهده گرفتم. تا جایی که بتوانم پاسخ گوی سوالات و کامنت های با ارزش شما خواهم بود.. و شما می توانید از بخش ارتباط با ما نیز هر سوال یا پیشنهادی داشتید رو مطرح بکنید.

مطلب پیشنهادی

نابینایان چگونه خواب میبینند؟

شاید یکی از جالب ترین سؤالاتی که افراد بینا در مورد نابینایان می پرسند درباره …

۸ دیدگاه

  1. علم پزشکی در بازسازی بافت کلیه باسلول بنیادی درایران به کجارسیده ؟بیشترکشورها این علم رودارن چراازاونادعوت نمیکنیدکه بیان ایران وتبادل اطلاعات کنیدنارسایی کلیه درایران آمارقابل توجهی رابه خوداختصاص داده وسرمایه گذاری دردرمان این بیماری هزینه محسوب نمیشودمن حاضرم داوطلبانه روی من آزمایش شود شماره همراه۰۹۱۵۱۳۷۱۲۹۰

  2. علم پزشکی در بازسازی بافت کلیه باسلول بنیادی درایران به کجارسیده بشترکشورها این علم رودارن چراازاونادعوت نمیکنیدکه بیان ایران وتبادل اطلاعات کنیدنارسایی کلیه دراران آمارقابل توجهی رابه خوداختصاص داده وسرمایه گذاری دردرمان این بیماری هزینه محسوب نمیشودمن حاضرم داوطلبانه روی من آزمایش شود شماره همراه۰۹۱۵۱۳۷۱۲۹۰

  3. سلام و خدا قوت به امید ریشه کن شدن معلولیت در جهان
    دو داداش دارم نابیناین (در حد تشخیص نور) . امید دارم با کمک پیوند سلولهای بنیادی بشه کاری کرد . حتی حاضریم در تحقیقات آزمایشگاهیتون هم کیس عملتان باشند .
    من چگونه میتوانم از پیشرفتها علمی و همچنین محقق شدن این آرزویم با خبر شوم

  4. با عرض سلام و تشکر بابت سایت خوبتون ، اگه میشه در مورد چگونگی تبدیل شدن سلول های بنیادی به سلول های دیگر متنی منتشر کنید ممنون میشم

  5. اگه میشه طرز ساخت و تهیه ی سلول های بنیادی رو بذارین تو وبلاگ.دستتون درد نکنه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *