قالب وردپرس درنا توس
اطـلاعیه بـروزرسانی و تـخفیف هـای ویژه سـایت :
خانه / مذهبی / غيبت از نظر قرآن كريم

غيبت از نظر قرآن كريم

غيبت از نظر قرآن كريم

غیبت چنانكه از اسمش پیدا است این است كه در غیاب كسى سخنى گویند، منتهى سخنى كه عیبى از عیوب او را فاش سازد، خواه این عیب جسمانى باشد، یا اخلاقى، در اعمال او باشد یا در سخنش، و حتى در امورى كه مربوط به او است مانند لباس، خانه، همسر و فرزندان و مانند اینها. بنابراین اگر كسى صفات ظاهر و آشكار دیگرى را بیان كند غیبت نخواهد بود. مگر اینكه قصد مذمت و عیبجوئى داشته باشد كه در این صورت حرام است، مثل اینكه در مقام مذمت بگوید آن مرد نابینا، یا كوتاه قد، یا سیاه رنگ! به این ترتیب ذكر عیوب پنهانى به هر قصد و نیتى كه باشد غیبت و حرام است، و ذكر عیوب آشكار اگر به قصد مذمت باشد آن نیز حرام است، خواه آن را در مفهوم غیبت وارد بدانیم یا نه. اینها همه در صورتى است كه این صفات واقعا در طرف باشد، اما اگر صفتى اصلا وجود نداشته باشد داخل در عنوان تهمت خواهد بود كه گناه آن به مراتب شدیدتر و سنگین تر است. به هر حال غیبت از بزرگترین گناهان است.

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَ لا یَغْتَب بَّعْضكُم بَعْضاً أَ یحِب أَحَدُكمْ أَن یَأْكلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ؛ اى كسانى كه ایمان آورده اید! از بسیارى از گمان ها بپرهیزید، چرا كه بعضى از گمان ها گناه است، و هرگز ( در كار دیگران ) تجسس نكنید، و هیچیك از شما دیگرى را غیبت نكند، آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ ( به یقین ) همه شما از این امر كراهت دارید، تقواى الهى پیشه كنید كه خداوند توبه پذیر و مهربان است» (حجرات/12 ).

گفته اند جمله « و لا یغتب بعضكم بعضا » در باره دو نفر از اصحاب رسول الله (ص) است كه رفیقشان سلمان را غیبت كردند، زیرا او را خدمت پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم فرستاده بودند تا غذائى براى آنها بیاورد، پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم سلمان را سراغ اسامة بن زید كه مسئول بیت المال بود فرستاد، اسامه گفت: الان چیزى ندارم، آن دو نفر از اسامه غیبت كردند و گفتند: او بخل ورزیده و درباره سلمان گفتند: اگر او را به سراغ چاه سمیحه ( چاه پر آبى بود ) بفرستیم آب آن فروكش خواهد كرد! سپس خودشان به راه افتادند تا نزد اسامه بیایند و در باره موضوع كار خود تجسس كنند، پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم فرمود من آثار خوردن گوشت در دهان شما مى بینم، عرض كردند: اى رسول خدا ما امروز مطلقا گوشت نخورده ایم! فرمود: آرى گوشت سلمان و اسامه را مى خوردید، آیه نازل شد و مسلمانان را از غیبت نهى كرد.

از آنجا كه قرآن مجید در این سوره به ساختن جامعه اسلامى بر اساس معیارهاى اخلاقى پرداخته، پس از بحث در باره وظائف مسلمانان در مورد نزاع و مخاصمه گروههاى مختلف اسلامى، به شرح قسمتى از ریشه هاى این اختلافات پرداخته تا با قطع آنها اختلافات نیز بر چیده شود و درگیرى و نزاع پایان گیرد. خداوند اشاره می کند که گمان بد سرچشمه تجسس و تجسس موجب افشاى عیوب و اسرار پنهانى، و آگاهى بر این امور سبب غیبت مى شود كه اسلام از معلول و علت همگى نهى كرده است. سپس براى اینكه قبح و زشتى این عمل را كاملا مجسم كند آن را در ضمن یك مثال گویا ریخته، مى گوید: آیا هیچ یك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟!. به یقین همه شما از این امر كراهت دارید.

آرى آبروى برادر مسلمان همچون گوشت تن او است و ریختن این آبرو به وسیله غیبت و افشاى اسرار پنهانى همچون خوردن گوشت تن او است، و تعبیر به مرده به خاطر آن است كه غیبت در غیاب افراد صورت مى گیرد كه همچون مردگان قادر بر دفاع از خویشتن نیستند و این ناجوان مردانه ترین ستمى است كه ممكن است انسان در باره برادر خود روا دارد. آرى این تشبیه بیانگر زشتى فوق العاده غیبت و گناه عظیم آن است. سرمایه بزرگ انسان در زندگى حیثیت و آبرو و شخصیت او است، و هر چیز آن را به خطر بیندازد مانند آن است كه جان او را به خطر انداخته باشد، بلكه گاه ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر محسوب مى شود، و اینجا است كه گاه گناه آن از قتل نفس نیز سنگین تر است. یكى از فلسفه هاى تحریم غیبت این است كه این سرمایه بزرگ بر باد نرود و حرمت اشخاص در هم نشكند و حیثیت آنها را لكه دار نسازد، و این مطلبى است كه اسلام آن را با اهمیت بسیار تلقى مى كند. نكته دیگر اینكه غیبت بد بینى مى آفریند، پیوندهاى اجتماعى را سست مى كند، سرمایه اعتماد را از بین مى برد، و پایه هاى تعاون و همكارى را متزلزل مى سازد.

اسلام براى مساله وحدت و یكپارچگى جامعه اسلامى و انسجام و استحكام آن اهمیت فوق العاده اى قائل شده است. هر چیز این وحدت را تحكیم كند مورد علاقه اسلام است و هر چیز آن را تضعیف نماید منفور است، و غیبت یكى از عوامل مهم تضعیف است. از این ها گذشته غیبت بذر كینه و عداوت را در دلها مى پاشد، و گاه سرچشمه نزاعهاى خونین و قتل و كشتار مى گردد. خلاصه این كه اگر در اسلام غیبت به عنوان یكى از بزرگترین گناهان كبیره شمرده شده به خاطر آثار سوء فردى و اجتماعى آن است.

قرآن کریم فوق العاده شدید نهی می کند از این که فحشاء (و به تعبیر قرآن: فاحشه) یعنی زشتیهای مسلمانان، حتی زشتیهای واقعیشان پخش بشود: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم؛ کسانی که دوست دارند فاحشه در میان کسانی که ایمان آورده اند شیوع پیدا کند برایشان عذاب دردناکی است» (سوره نور آیه 19). خدا نکند که یک وقت کسی اطلاع پیدا کند که لغزشی در فلان شخص پیدا شده است. تازه من راستها را می گویم. دروغ که دیگر واویلاست. چرا غیبت کردن حرام است؟ برای اینکه بدبینی ایجاد می کند. در حالی که غیبت کردن همان افشاء بدی هاست یعنی بدیهای واقعی را بازگو کردن.

البته درباره غیبت اینكه قانون غیبت مانند هر قانون دیگر استثناهائى دارد، از جمله این كه گاه در مقام مشورت مثلا براى انتخاب همسر، یا شریك در كسب و كار و مانند آن كسى سؤالى از انسان مى كند، امانت در مشورت كه یك قانون مسلم اسلامى است ایجاب مى كند اگر عیوبى از طرف سراغ دارد بگوید، مبادا مسلمانى در دام بیفتد، و چنین غیبتى كه با چنین نیت انجام مى گیرد حرام نیست. همچنین در موارد دیگرى كه اهداف مهمى مانند هدف مشورت در كار باشد، یا براى احقاق حق و تظلم صورت گیرد. البته كسى كه آشكارا گناه مى كند و به اصطلاح متجاهر به فسق است از موضوع غیبت خارج است، و اگر گناه او را پشت سر او بازگو كنند ایرادى ندارد، ولى باید توجه داشت این حكم مخصوص گناهى است كه نسبت به آن متجاهر است.

این نكته نیز قابل توجه است كه نه تنها غیبت كردن حرام است، گوش به غیبت دادن و در مجلس غیبت حضور یافتن آن نیز جزء محرمات است، بلكه طبق پاره اى از روایات بر مسلمانان واجب است كه رد غیبت كنند، یعنى در برابر غیبت به دفاع برخیزند، و از برادر مسلمانى كه حیثیتش به خطر افتاده دفاع كنند، و چه زیبا است جامعه اى كه این اصول اخلاقى در آن دقیقا اجرا شود.

راه درمان گناه غيبت از نظر قرآن
غیبت مانند بسیارى از صفات ذمیمه تدریجا به صورت یك بیمارى روانى در مى آید، به گونه اى كه غیبت كننده از كار خود لذت مى برد، و از این كه پیوسته آبروى این و آن را بریزد احساس رضا و خشنودى مى كند و این یكى از مراحل بسیار خطرناك اخلاقى است. اینجا است كه غیبت كننده باید قبل از هر چیز به درمان انگیزه هاى درونى غیبت كه در اعماق روح او است و به این گناه دامن مى زند بپردازد، انگیزه هائى همچون بخل و حسد و كینه توزى و عداوت و خود برتر بینى. باید از طریق خودسازى، و تفكر در عواقب سوء این صفات زشت و نتائج شومى كه ببار مى آورد، و همچنین از طریق ریاضت نفس این آلودگیها را از جان و دل بشوید، تا بتواند زبان را از آلودگى به غیبت باز دارد. سپس در مقام توبه بر آید، و از آنجا كه غیبت جنبه حق الناس دارد اگر دسترسى به صاحب غیبت دارد و مشكل تازه اى ایجاد نمى كند، از او عذر خواهى كند، هر چند بصورت سر بسته باشد، مثلا بگوید من گاهى بر اثر نادانى و بیخبرى از شما غیبت كرده ام مرا ببخش، و شرح بیشترى ندهد، مبادا عامل فساد تازه اى شود. و اگر دسترسى به طرف ندارد یا او را نمى شناسد، یا از دنیا رفته است، براى او استغفار كند، و عمل نیك انجام دهد، شاید به بركت آن خداوند متعال وى را ببخشد و طرف مقابل را راضى سازد. درمان این بیماری خطرناک اخلاقی از جهاتی با درمان سایر بیماریهای اخلاقی مشابه متفاوت است و در مجموع رعایت امور زیر برای پیشگیری یا درمان غیبت کار ساز است:
1- درمان اصلی هر بیماری جسمی یا روانی و اخلاقی جز با ریشه یابی عوامل آن و قطع کردن آنها امکان پذیر نیست و از آنجا که عوامل زیادی در بروز و ظهور این صفت زشت مؤثر بود باید به سراغ آن ها رفت: حسد، کینه توزی، انحصار طلبی، انتقام جویی، کبر و خود بر تر بینی از عوامل مهمی بود که آدمی را به سراغ غیبت می فرستاد و تا اینها از وجود انسان
ریشه کن نشود صفت رذیله غیبت هم ریشه کن نخواهد شد.
2- راه مهم دیگر برای درمان این رذیله اخلاقی توجه به پی آمد های سوء معنوی و مادی، فردی و اجتماعی آن است. هر گاه انسان به این نکته توجه کند که غیبت او را از چشم مردم می اندازد و به عنوان فردی خائن، حق نشناس، ضعیف و نا توان در جامعه معرفی می کند و پیوند اعتماد و اطمینان را در جامعه متزلزل می سازد و به این حقیقت توجه کند که غیبت حق الناس است زیرا آبروی خلق خدا را می برد و ارزش آبروی هر کس همچون ارزش جان و مال اوست و تا صاحب حق راضی نشود خدا او را نمی بخشد و ای بسا غیبت می کند و دسترسی برای جلب رضایت طرف پیدا نمی کند و این بار گناه برای همیشه بر دوش او می ماند اگر غیبت کننده در این امور دقت کند به یقین از کار خود پشیمان و منصرف می شود، و آنها که غیبت را وسیله تفریح و سر گرمی مجالس خودشان قرار می دهند اگر در این عواقب بیندیشند قطعاً تجدید نظر خواهند کرد.
3- غیبت کننده باید به این حقیقت توجه کند که نیرو های انسان محدود است، اگر نیرویی را که صرف تضییع آبروی اشخاص و شکستن موقعیت اجتماعی آنها می کند، صرف رقابتهای صحیح و سازنده نماید، ای بسا در مدت کوتاهی از رقیبان خود پیشی گیرد و مقام والایی را که انتظار دارد در جامعه برای خویشتن فراهم سازد، بی آنکه ضربه ای بر فرد یا جامعه وارد کند و عقوبات دنیا و آخرت را متوجه خود سازد.
غیبت کننده باید به این حقیقت توجه کند که غیبت کردن یکی از نشانه های بارز ضعف و ناتوانی و فقدان شخصیت و عقده خود کم بینی است و او با غیبت کردن این صفات درونی خود را آشکار می سازد و پیش از آنکه شخصیت اجتماعی طرف را بشکند شخصیت خود را در هم می کوبد. این نکته نیز حائز اهمیت است که برای ترک غیبت مخصوصاً در مورد کسانی که غیبت برای آنها به صورت یک عادت در آمده قبل از هر چیز مراقبت شدید و نظارت اکید بر زبان است، پرهیز از معاشرت با دوستانی که او را به غیبت تشویق می کنند، ترک مجالسی که مهیا برای غیبت است، کلیه اموری که وسوسه غیبت در او ایجاد می کند. یکی از انگیزه های غیبت تبرئه خویشتن است مثلاً می گوید اگر من مرتکب گناه شدم فلان کس که از من بهتر است همین عمل و یا عملی بدتر از کار من را انجام داده است. در حدیثی از امام علی علیه السلام آمده است: «ما عمر مجلس بالغیبه الا خرب من الدین؛ مجلسی به وسیله غیبت آباد نشد مگر این که از نظر دین خراب گشت».
خداوند در قرآن می فرماید: «وَ لا یَغْتَب بَّعْضكُم بَعْضاً أَ یحِب أَحَدُكمْ أَن یَأْكلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ؛ و هیچیك از شما دیگرى را غیبت نكند، آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ ( به یقین ) همه شما از این امر كراهت دارید، تقواى الهى پیشه كنید كه خداوند توبه پذیر و مهربان است» (حجرات/12). و از آنجا كه ممكن است افرادى آلوده به بعضى از این گناهان ظن و گمان بد و تجسس و عیبجویی و غیبت باشند و با شنیدن این آیات متنبه شوند و در صدد جبران بر آیند در پایان آیه راه را به روى آنها گشوده، مى فرماید: تقواى الهى، پیشه كنید و از خدا بترسید كه خداوند توبه پذیر و مهربان است. نخست باید روح تقوا و خدا ترسى زنده شود و به دنبال آن توبه از گناه صورت گیرد، تا لطف و رحمت الهى شامل حال آنها شود.
پیامبر خداصلى الله علیه وآله در پاسخ به این سؤال كه كفّاره غیبت چیست، فرمود: «تَستَغفِرُ اللَّهَ لِمَنِ اغتَبتَهُ كُلَّماذَكَرتَهُ؛ كفّاره اش این است كه هرگاه به یاد كسى كه از او غیبت كرده اى افتادى، از خداوند برایش آمرزش بخواهى». هم چنین می فرماید: «إذا اغتابَ أحَدُكُم أخاهُ فلْیَستَغفِرِ اللَّهَ ؛ فإنَّها كفّارَةٌ لَهُ؛ هرگاه یكى از شما غیبت برادرش را كرد، از خداوند آمرزش بطلبد؛ زیرا این كفّاره گناه اوست»، و نیز می فرماید: « مَن تَطَوَّلَ على أخِیهِ فی غِیبةٍ سَمِعَها فیهِ فی مَجلِسٍ فَرَدَّها عَنهُ ، رَدَّ اللَّهُ عَنهُ ألفَ بابٍ مِن السُّوءِ فی الدنیا والآخِرَةِ؛ هر كس در مجلسى بشنود كه از برادرش غیبت مى شود و آن را از او دفع كند، خداوند هزار باب بدى را در دنیا و آخرت از او دفع كند».

درباره ی admin

گر خواهی که جهان بر کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد این آیدی متعلق به مدیر سایت می باشد. ... بنده از اوایل دی 1396 مدیریت رو به عهده گرفتم. تا جایی که بتوانم پاسخ گوی سوالات و کامنت های با ارزش شما خواهم بود.. و شما می توانید از بخش ارتباط با ما نیز هر سوال یا پیشنهادی داشتید رو مطرح بکنید.

مطلب پیشنهادی

دهه آخر ماه صفر و ارادت خالصانه نابینایان به ائمه معصومین

همزمان با دهه آخر ماه صفر سالروز رحلت جانسوز نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *